تبليغاتX
مقاومت و پیروزی
RESISTANCE AND VICTORY

شهید  محمد بلاسمه دلاورمرد قسام  

 
مترجم: فاطمه صالحی

  ظهر روز جمعه 6/8/2004 اتفاق عظیمی در کارنامه تاریخ به ثبت رسید که ورد زبان نسل های آینده خواهد شد و این نسل ها این حادثه عظیم را که در استان مهندس شهید "یحیی عیاس" مهندس درجه یک گردان های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی "حماس" به وقوع پیوست فراموش نخواهند کرد؛ جائی که محمد بلاسمه مهندس شماره 6 گردان های قسام و شاگرد شایسته و شهیر مهندس عیاش ـ اسوه ایثار و جهاد ـ به لقای معبود شتافت.

داستان شهادت

راس ساعت 5/2 ظهر بیش از 600 سرباز صهیونیستی منطقه الشعب در فاصله 2 کیلومتری شهر سلفیت را به محاصره خود درآوردند. این اقدام پس از آن صورت گرفت که هواپیماهای جاسوسی دشمن صهیونیستی پس از چند روز شناسایی این منطقه از حضور محمد عثمان بلاسمه مطمئن شدند. متجاوزان صهیونیست از شهرک یهودی نشین نزدیک منطقه ای به نام "برکان" به منطقه الشعب تاختند. بلاسمه که در این منطقه مخفی شده بود به خاطر حس امنیتی قویش احساس کرد که شرایط غیر عادی است، لذا برای این که سر و گوشی آب دهد و وضعیت را بسنجد دست به ماشه و کاملا هوشیارانه از مخفیگاهش بیرون زد و متوجه شد که نظامیان ارتش عبری در حال پیشروی به سوی ارتفاعات واقع در اطراف این مخفیگاه هستند، به محض شنیدن صدای بیسیم نظامیان ارتش صهیونیستی شروع به تیراندازی کرد، اما نظامیان صهیونیست که او را با دوربین های پیشرفته زیر نظر گرفته بودند، بدنش را به تیر دوختند که در پی این جنایت هولناک بلاسمه در خونش غلتید؛ به نحوی که شدت تیرباران طوری بود که سرش شکافته بود و جای سالمی در بدنش نمانده بود.

نحوه نشو و نمای بلاسمه

محمد عثمان بلاسمه در شهر سلفیت در تاریخ 25/12/1975 در یک خانواده ای که اصالتا اهل منطقه کفرسابای اشغالی بود دیده به جهان گشود. وی 7 خواهر و یک برادر داشت. محمد کوچک ترین عضو (ته تقاری) این خانواده بود. این مجاهد جان برکف تحصیلات ابتدایی خود در مدارس سلفیت به اتمام رساند و پس از آغاز انتفاضه اول در سال 8/12/1987 دریغش آمد که در عرصه مبارزه و مقاومت نقش آفرینی نکند، لذا سلاح مبارزه و مقاومت را بر دوش گذاشت و عازم رزمگاه شد، اما بازداشت های پی در پی مجال چندانی برای حضور پر رنگ او در میدان پیکار با دشمن صهیونیستی نداد. وی برای نخستین بار در سال 1990 که هنوز 15 سالش به پایان نرسیده بود، بازداشت شد. مسئولان قضایی دشمن صهیونیستی او را به اتهام فعالیت در انتفاضه به یک سال زندان محکوم کردند که وی دوره محکومیتش را در زندان های مرکزی نابلس و مجدو پشت سر گذاشت و بعد از آزادیش از زندان دریافت که دیگر سنگ کارساز نیست؛ به همین منظور در پی تهیه و ساخت سلاح برآمد. در این هنگام "زاهر جبارین" یکی از فرمانده گردان های قسام و از ساکنان سلفیت دنبال کسی بود که بتواند نیازهای افراد تحت تعقیب را فراهم و تامین کند و دید که محمد بلاسمه بهترین گزینه برای این کار است؛ لذا محمد را مامور یافتن مخفیگاه، تامین غذا و تسهیل رفت و آمد مبارزان تیم عملیاتی مهندس شهید یحیی عیاش کرد که اعضای این تیم عبارت بودند از زاهر جبارین، یحیی عیاش، عدنان مرعی، علی عاصی، عبد الفتاح معالی. بلاسمه با همنشینی این فرماندهان عظیم الشان به مراد دلش و آرزوی دیرینه اش رسید.

مهندس ششم

تحلیل گران صهیونیست در روزنامه عبری زبان "یدیعوت آهارانوت" در خصوص این محمد بلاسمه گفته اند:« وی شاگرد ششم مهندس یحیی عیاش بود، به همین خاطر هر بار که صهیونیست ها به شهر سلفیت یورش می برند خانه وی و بستگانش را مورد حمله قرار می دادند،»

مقامات تل آویو محمد را به دست داشتن در چندین انفجار و بمب گذاری در مسیر حرکت جیپ های رژیم صهیونیستی در خیابان "عابر السامره" متهم می کنند.

گفتنی است که در پی این اقدامات دلاورمردانه خسارت های مالی و جانی فراوانی به دشمن صهیونیستی وارد آمد.

با وجود این که پدر محمد ناراحتی قلبی داشت، اما خانواده وی با شنیدن خبر شهادتش هیچ جزع و فزعی از خود نشان ندادند. روز بعد شهادت این غیورمرد قسامی شهر سلفیت شاهد تظاهراتی عظیم بود. این مراسم از مقابل مسجد بزرگ این شهر آغاز شد که ساکنان این شهر یکپارچه در آن حضور داشتند. شرکت کنندگان در این مراسم با در دست داشتن پلاکاردهایی با مضمون عبارت توحیدی و بیرق های سبز رنگ این جنایت بی شرمانه را به باد محکومیت گرفتند. گردان های قسام تهدید کرد که شهادت مجاهدانش نه تنها مقاومت را متوقف نخواهد کرد، بلکه خون این شهیدان روح تازه ای در کالبد مقاومت خواهد دمید و مشعل فروزان مقاومت را پر فروغ تر خواهد کرد و همین اتفاق هم رخ نمود؛ به گونه ای که سامر دواهقه یکی از مبارزان دلیر قسام که هنوز 24 ساعت از شهادت بلاسمه نگذاشته بود موفق شد سه تن از نظامیان صهیونیست را به هلاکت برساند و به این ترتیب انتقام خون بلاسمه را از اهریمنان صهیونیست بگیرد.

رنج های بی پایان

اسماء بلاسمه ملقب به "ام حسن" مادر محمد بلاسمه با چشمانی اشک آلود می گوید:« جگرگوشه ام به آسمان پر کشید، غم فراقش با شور شادی عجین گشته است غمگینی ام از آن جهت که ترک ما گفته و شادیم از آن روی که به لقای معبود شتافته است، دیگر نمی توانم وسایلش را نگاه کنم، هر وقت که چهره اش در خاطرم مجسم می شود عنان از کف میدهم.»

وی که ناملایمتی های زمانه و آثار پیری و سالخوردگی در چهره اش هویداست، با همان سوز و گداز می افزاید:« بسیار دوست میداشتمش، پسرم شاگرد خوبی برای عیاش و استاد و مربی فهیمی برای دواهقه بود، یک لحظه از من جدا نمی شد همیشه در کنارم بود قصد داشتیم که خانه ایی جدید برایش دست و پا کنیم، ولی چه زود ترک ما گفت و به دیدار حضرت دوست شتافت.»

عرین دختر شهید

عرین دختر شیرین زبان محمد بلاسمه می گوید:« بابایم اکنون در فردوس برین آرمیده است، آری یهودیان بابایم را به خاک و خون کشیدند.»

این دختر یتیم از مادرش می پرسد:« چرا یهودیان بابایم را کشتند؟» این دختر باز هم از مادرش می پرسد:« آره بابام توی بهشته، اما بگو ببینم کی بر می گردد؟ میخواهم ببینمش و ببوسمش.»

 در حالی که باران اشک از چشمانش سرازیر بود ناگهان خاموش و آرام شد. این دخترک یتیم هماره به عکس پدر خیره می شود و می گوید که می خواهم با او بازی کنم، آره می خواهم بابام مرا بغل کنه و با هم در کوچه ها و خیابان ها گشت و گذار کنیم، اما مسئله ای که دل آدم را خون می کند و آتش در خرمن دل می افکند این است که عرین هر بار با شنیدن خبر آزادی یک اسیر فلسطینی که خانواده و بستگانش را غرق در شادی می کند می پرسد :« آیا می شود که روزی بابایم برگردد و با او در خانه بازی کنم ؟»

داستان غمبار عرین و ام حسن درد مشترک بسیاری از فلسطینیان است که از در و دیوار منزلشان غم می بارد، زیرا دژخیمنانان صهیونیست هر روز شماری از غیر نظامیان فلسطینی ساکن کرانه باختری و نوار غزه به صورت عامدانه به خاک و خون می کشند، اما کسی در این جهان خم به ابرو نمی آورد؛ جهانی که جولانگاه بیدادگران گشته است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شهادت طلب   | 

به گزارش پرس.تی.وی ـ بیروت، دبیرکل حزب‌الله جمعه شب سخنانی را به مناسبت روز جهانی قدس در حسینیه سیدالشهداء واقع در حومه جنوبی بیروت ایراد کرد. متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:

«خدا را شکر که نسل ما را موفق کرد تا با چشم خود شکست صهیونیست‌ها را به دست مجاهدین در لبنان و فلسطین مشاهده کند.

سی سال پس از تعیین آخرین جمعه ماه رمضان به عنوان روز قدس توسط امام خمینی هنوز این روز مانند اولین سال است. به لطف اراده جانشین برحق آنها و اراده و عزم ملت، روز قدس از ابتدا تا کنون هدفی عالی و معنی والا داشته که همان احیا و زنده نگاه داشتن آرمان قدس و فلسطین بوده است. آرمان قدس هنوز هنوز هم در معرض خطر داد و ستد و فراموشی است. بسیاری گمان می‌کنند که آرمان قدس ملت را در تنگنا قرار داده است ولی روز قدس به همه یادآوری می‌کند که این آرمان نباید فراموش شود و قدس متعلق به نسل‌های آینده است.

روز قدس به همه یادآوری می‌کند که ما نباید بر ویرانه‌ها اشک و زاری کنیم بلکه باید این آرمان را در عقل و قلب و وجدان خود زنده نگاه داریم. روز قدس به همه مسلمانان در اوج عبادات خود در ماه مبارک رمضان و فراموشی دنیا و لذت‌های آن یادآوری می‌کند که نباید حجم توهینی که ظرف دهه‌های گذشته متحمل شده فراموش کند. گروهی از نژادپرستان صهیونیست بزرگ‌ترین توهین را به امت اسلام کردند که این اهانت با ادامه اشغالگری ادامه دارد. مسلمانان همچنین باید بدانند که در برابر قدس و مردم فلسطین مسئولیت دارند.

قدس و فلسطین متعلق به ملت فلسطین، اعراب و مسلمانان است و هیچکس این اختیار را ندارد که ذره‌ای از این خاک را مورد معامله قرار دهد چرا که خاک و سنگ و کوچه‌ها و زیتون و انجیر این سرزمین مقدس است و هیچکس حق ندارد از امور مقدس خود چشم‌پوشی کند. این سرزمین مقدس باید به صاحبان حقیقی آن بازگردد.

از دیگر مفاهیمی که در روز قدس مورد تاکید قرار می‌گیرد، تصحیح یک مفهوم است. این باور که اسراییل یا آمریکا می‌توانند بر جهان حکومت کنند غلط است و امام خمینی سعی کرد تا این باور غلط را در هم بشکند. اسراییل یک کیان قلابی و متجاوز است که انگلستان سعی کرد آن را به وجود بیاورد. اسراییل ماموریتی در این منطقه دارد که در چارچوب طرح استعماری آمریکا و غرب جای می‌گیرد. آنها قصد دارند منطقه و خاک و آرمان ما را در اختیار بگیرند و اسراییل نوک پیکان این طرح است.

هنگامی که متوجه این حقیقت باشیم، دقت خواهیم کرد تا سرزمین خود را تسلیم طرح‌های آمریکا و غرب تحت عنوان «خاورمیانه جدید» نکنیم که البته این طرح توسط لبنانی‌ها در تابستان ۲۰۰۶ شکست خورد. ملت‌های منطقه باید بدانند که قدرت اراده آنها بسیار بیشتر از این کیان قلابی است.

نکته دیگر نهفته در مفهوم روز قدس این است که اسراییل تنها دشمن فلسطین نیست بلکه همانطور که امام خمینی فرمودند غده‌ای سرطانی است که برای تمام اطرافیان خود ضرر دارد.

امروز همانند گذشته در روز قدس و از منبر مقاومت و تجربه تاکید می‌کنیم که تنها و تنها راه باز پس گرفتن سرزمین‌ و مقدسات ما، مقاومت ملت‌های منطقه است. این هدف هنوز بیش از هر زمان دیگری امکان‌پذیر بوده و رویا نیست چرا که زمان رویاهای صهیونیست‌ها سپری شده و دیگر زمان تحقق آرمان‌ها و آرزوهای ما فرا رسیده و این امر را در موقعیت‌های زیادی مشاهده کردیم.

پس از سال ۲۰۰۰ و پیروزی تاریخی در جنوب لبنان، انتفاضه الاقصی به عنوان تجربه‌ای گرانبها و طلایی شروع شد تا این آرزوها تحقق یابند. متاسفانه امت اسلام به شکل مناسب در کنار ملت فلسطین ایستادگی نکرد، هرچند که ملت فلسطین فداکاری‌های زیادی کرد. امروز هنوز این فرصت از بین نرفته و افق حل و فصل کماکان بسته است.

ملت فلسطین هنوز در قلب مشکلات و رنج‌ها قرار دارند. غزه در محاصره است و هر روز فلسطینی‌ها کشته می‌شوند. ملت فلسطین هنوز اسلحه و اراده خود را کنار نگذاشته است.

امروز و با توجه به تمام احتمالات موجود در منطقه، ملت فلسطین هنوز بر دستیابی به حقوق خود پافشاری می‌کند و برای دستیابی به این اهداف باید مسئولیت بزرگ خود را درک کند.

هیچ کشور عربی هنوز نپذیرفته که ارتش خود را برای مبارزه با اسراییل ارسال کند، ولی راه‌های دیگری برای کمک وجود دارد. امروز خانواده‌های عربی و فلسطینی در قدس شرقی مورد بیشترین ظلم قرار می‌گیرند. باید به این خانواده‌ها کمک کرد تا در قدس باقی بمانند. در قدس مقاومت وجود دارد. وجود این خانواده‌ها و تنها خوابیدن آنها در این منطقه نوعی مقاومت و از شرافتمندانه‌ترین مقاومت است که باید مورد حمایت قرار گیرد. اعراب که میلیاردها دلار پول در اختیار دارند باید از این اعراب حمایت کنند تا از قدس مهاجرت نکنند.

در کرانه باختری روند مهاجرت اجباری وجود دارد چرا که زندگی فلسطینیان در این منطقه با مشکل و سختی مواجه است. نوار غزه هنوز در محاصره است و ما می‌توانیم به آنها کمک کنیم. مسئولیت امت اسلام این است که این محاصره را در هم بشکند. امروز ملت فلسطین چشم به امت عریض و طویل اسلام دارد تا محاصره را در هم بشکند ولی متاسفانه ما تنها شاهد هستیم که برخی افراد خارجی خطر را به جان خریده و با قایق، محاصره غزه را می‌شکنند. من به شما می‌گویم که به عنوان یک لبنانی، عرب و مسلمان احساس خجالت زیادی می‌کنم. یک میلیارد مسلمان به غزه نگاه می‌کنند و کاری انجام نمی‌دهند.

ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شهادت طلب   |