تبليغاتX
مقاومت و پیروزی
RESISTANCE AND VICTORY
 

زنان شهادت طلب فلسطین درهم شکننده صهیونیست های غاصب

تبسم احلام التمیمی

گردان های قسام از غزه تا نابلس "کوه آتش" و از شمال تا جنوب فلسطین همچنان شهید تقدیم راه آزادی فلسطین می کنند، فرماندهان و مبارزان این گردانها با ارزش ترین چیزی را که در اختیار دارند در راه عزت این امت و سربلندی آن فدا می کنند. کلمات از توصیف عظمت و شکوه مقام شامخ این مجاهدان عاجز است، عظمت آنهایی که با خون خود درخت وطن را آبیاری و یاد و خاطره صحابه رسول الله صلی الله علیه و سلم را زنده کردند. این مجاهدان قهرمان زندگی، وقت و آسایش خود را برای خدمت به دعوت و وطن خود در طبق اخلاص گذاشتند و با فداکاری و جانفشانی خود گل سرسبد خدمت به این دین شدند.

بر روی دیوار خیابانهای رام الله عکس زنی فلسطینی به چشم می خورد که تبسم بر لب دارد و اقتدار و اعتماد از چهره او به وضوح نمایان است. او احلام التمیمی اولین زن عضو گردانهای شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش حماس است.

 

زندگی کوتاه احلام منشأ افتخار بزرگی برای خانواده، جنبش و ملت اش بود. احلام التمیمی چگونه گامهای اولیه خود را به سوی مقاومت برداشت؟

 

هم کلاسیهای احلام در دانشگاه بیرزیت نداشتند که این دختر فلسطینی که از اردن آمده است، عضو دستگاهی نظامی در فلسطین باشد که از سازمانی و ساختار سری بالا برخوردار است،اما هنگامی که در عملیات مقاومت نقش خود را نشان داد همه  آنها نشانی از مقاومت را در رفتار او مشاهده کردند.

 

زندگی نامه

 

احلام در تاریخ 20/10/1980 در شهر الزرقاء اردن از خانواده ای فلسطینی که زادگاه اصلی آن روستای صالح پیامبر در نزدیکی رام الله است، دیده به جهان گشود. احلام مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در شهر الزرقاء به پایان رساند و به فلسطین بازگشت و در رشته خبرنگاری و تبلیغات در دانشگاه بیرزیت مشغول به تحصیل شد. یک ترم از فارغ التحصیلی وی باقی نمانده بود که انتفاضه الاقصی آغاز گردید و دولت جنایتکار جنگی ایهود باراک و پس از او آریل شارون به خشونتهای بی سابقه و ترورهای وحشت آور در سرزمینهای دست زدند.

 

اطلاع رسانی در خدمت مقاومت

 

احلام کوشید که با روش خود با اشغالگران مبارزه کند از این رو فعالیتهای خود را در برنامه ای که در تلویزیون محلی شهر رام الله به نام "استقلال" پخش می شد، متمرکز کرد.

وی در زمانی که به عنوان خبرنگار فعالیت می کرد با واقعیتهای تلخ و ماجراهای اسفباری رو به رو گردید که مسبب اصلی آن اشغالگران صهیونیست بودند از این رو تصمیم گرفت که دست به اقدام بزرگی بزند. در همان زمان با وائل دغلس همکلاسی خود در دانشکده خبرنگاری که عضو گردانهای قسام بود، آشنا شد و از او خواست که زمینه عضویت وی را در این گردانها فراهم کند.

 

وائل با فرماندهان خود از جمله عبد الله برغوثی که در سلسله علمیاتهای موفق و کوبنده دست داشت، مشورت کرد.

 

گام اول در گردانهای قسام:

 

عبد الله برغوثی که فرماندهی گردانهای قسام در کرانه باختری را در وضعیتی بسیار سخت بر عهده گرفته بود همانند خالد از غربت برگشته بود و تا حد زیادی از ذکاوت، شور، احساس ملی و دینی بالایی برخوردار بود. هر دوی آنها در زندگی رویاهای بزرگی برای موفقیت در سر اشتند.

 

دغلس فرمان جذب احلام را دریافت کرد و او به عنوان اولین زن فلسطینی به عضویت گردانهای قسام درآمد و مرحله جدیدی از فعالیت خود را آغاز کرد. این دانشجوی آرمانگرا و خبرنگار کوشا با بقیه زنان فرق داشت. او برای مشارکت در اجرای عملیات قدس غربی لحظه شماری می کرد.

 

احلام اولین فعالیت خود را در تاریخ 27/7/2001 در خیابانهای قدس غربی آغاز کرد. وظیفه او گزینش و مشخص کردن مکانها برای اجرای عملیاتهای شهادت طلبانه ای بود که عبد الله برغوثی آن را به تلافی هر عملیات تروری طرح می کرد.

 

اما عملیات مهم و برجسته احلام مساعدت در عملیات شهادت طلبانه بزرگی بود که در تاریخ 9/8/2001 در قدس اشغالی رخ داد و صدای آن به گوش جهانیان رسید.

 

احلام با خودروی خود در قدس به گردش پرداخت و مسیری را که عزالدین المصری باید آن را از رام الله به قدس اشغالی می پیمود مشخص کرد. روز بعد گیتاری را که عبدالله برغوثی در آن بمبی را جاگذاری کرده بود برداشت و به همراه عزالدین مصری به راه افتاد. وی از عزالدین خواست که گیتار را بر روی کتف خود قرار دهد و مکانی که باید در آن عملیات انجام می شد، برای او مشخص کرد و به رام الله بازگشت. 

 

استقامت و روحیه مبارزه طلبی احلام در برابر اشغالگران:

 

هنگامی که پس از آن بازداشت شد، تحت شکنجه سختی قرار گرفت و قاضی دادگاه نظامی صهیونیستها وی را به 16 بار حبس ابد یعنی 11584 سال زندان محکوم کرد و فرمان داد که وی در هیچ یک از عملیاتهای تبادل اسرا آزاد نگردد.

 

وقتی که حکم دادگاه خوانده شد، احلام تبسمی کرد و به قاضی دادگاه مذکور گفت:"من این دادگاه و این فرمان یا شما را به رسمیت نمی شناسم و آن را غیر قانونی می دانم. من نمی خواهم خودم را با اسم یا سن یا خواسته هایم به شما بشناسانم بلکه خودم را با کارهایی که شما بهتر از آن باخبرید، به شما معرفی می کنم. در این دادگاه شما را خشمگین یافتم، اما خشمی بزرگتر از آن در دل من و ملت فلسطین نسبت به شما نهفته است. شما می گویید که من بی احساس و بی رحم هستم، اما آیا شما هنگامی که کودکان را در جنین، رفح، رام الله و حرم ابراهیمی می کشید، رحم و احساس دارید"؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شهادت طلب   |