تبليغاتX
مقاومت و پیروزی
RESISTANCE AND VICTORY
بر اثر عملیات شهادت طلبانه یک زن فلسطینی در منطقه الخضیره شمال فلسطین اشغالی دستکم 5 صهیونیست کشته شدند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه خبری الجزیره ، این عملیات در بازار الخضیره در شمال فلسطین اشغالی به وقوع پیوست که طی آن دستکم 5 اسرائیلی کشته و 30 تن دیگر زخمی شدند.

بر اساس آخرین اخبار ، جنبش جهاد اسلامی مسئولیت این عملیات را برعهده گرفته است .

جنبش جهاد اسلامی اعلام کرده است این عملیات را به تلافی ترور لوی سعدی از فرماندهان این جنبش انجام داده است.
 منبع خبر...........خبرگزاری مهرhttp://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=245767

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شهادت طلب   | 

صحنه های مجاهدت های ملت فلسطین که در خلال مبارزات خود در برابر اشغالگران خلق کرد، هرگز از ذهن ما پاک نمی شود، خانواده ای وجود ندارد که یکی از اعضایش شهید، مجروح یا اسیر نشده باشد. در بسیاری از خانواده های فلسطینی چند تن شهید، مجروح یا اسیر شده اند. شهید محمد شیخ خلیل فرمانده گروهان های قدس شاخه نظامی جنبش جهاد اسلامی که شب یک شنبه 25/9 به وسیله بالگردهای صهیونیست ها ترور شد اولین کسی نبود که در خانواده اش شهید می شد و به ملکوت اعلا می پیوست بلکه سه تن از برادرانش نیز در راه آزادی فلسطین به شهادت رسیده بودند و زمان آن فرا رسیده بود که در فردوس اعلا به آنها بپیوندد.

 

زندگی نامه شهید

شهید محمد شیخ خلیل 32 ساله ملقب به "هشت" تا لحظه شهادتش فرماندهی گروه های قدس را در جنوب نوار غزه بر عهده داشت. چندین بار از سوء قصد صهیونیست ها جان سالم به در برد. مقامات صهیونیست وی را به دست داشتن در چندین عملیات گروهان های قدس در جنوب نوار غزه و مشارکت با گروه های مخلتف مقاومت در مقابله با یورش های مکرر صهیونیست ها به رفح متهم کردند.

شهید شیخ خلیل اخیراً در جشن های پیروزی فلسطینیان پس از عقب نشینی صهیونیست ها از نوار غزه ظاهر شد و کنفرانسی مطبوعاتی به این مناسبت برگزار کرد. وی به خاطر اندام تنومند و محاسن پرپشت از دیگران متمایز بود.

تعقیب و اسیر

شهید محمد شیخ خلیل در شهر رفح دیده به جهان گشود و کودکی و نوجوانی خود را در کوچه های اردوگاه یبنا در این شهر سپری کرد. در مدارس آن درس خواند. با بزرگ شدن محمد مشکلات ملتش و قضیه فلسطین نیز بزرگ تر می شدند تا اینکه انتفاضه اول آغاز گردید. در این انتفاضه حضوری فعال داشت و در سال 1989در حالی که تحت تعقیب بود به لبنان مهاجرت کرد.

شیخ خلیل تصمیم گرفت که پس از امضای موافقت نامه اسلو در سال 1993 به وطن بازگردد اما در راه بازگشت دستگیر و به پنج سال و نیم حبس محکوم گردید.

برادر شهیدان

در دو سال متوالی دو برادر محمد شیخ به نام های اشرف و شرف به شهادت رسیدند که اشرف در تاریخ 1/7/1991 در خلال درگیری مسلحانه با نظامیان اشغالگر و شرف در تاریخ 2/1/1992 در درگیری مسلحانه در وسط دریا در نزدیکی اردوگاه نهر البارد به شهادت رسیدند. برادر سوم این شهید نیز به نام محمود در جریان ترور محمد و موشکباران منزل آنها در اردوگاه یبنا به شهادت رسید.

مجاهدت ها

مجاهد محمد فعالیت های جهادی خود را در خلال انتفاضه الاقصی ادامه داد و طرح نقشه چندین عملیات بر ضد پایگاه های ارتش اشغالگر و شهرک های صهیونیست نشین در خاک نوار غزه را به وی نسبت داده اند که می توان به عملیات مشترک گروه هان های قدس با تیپ های الناصر صلاح الدین و گردان های شهید احمد ابو ریش اشاره کرد که در آن شهرک صهیونیست نشین "موراگ" هدف حمله قرار گرفت.

ساق دست شهید محمد شیخ در نوامبر سال 2001 در خلال مأموریتی که با شهید یاسر ابو العیش شرکت کرده بود قطع شد.

شهید محمد شیخ معتقد بود که مقاومت تنها راه آزادسازی فلسطین و بازگرداندن حقوق و دفاع از حقوق ملت فلسطین در برابر ادوات نظامی صهیونیست هاست . وی چند روز پیش از شهادتش تأکید کرد:"ما بار دیگر تأکید می کنیم که با هر گونه تلاش برای خلع سلاح مخالفیم چرا که اشغالگر هنوز در خاک سرزمین ما حضور دارند.. سلاح ما وسیله ای برای سازش و باج دهی نیست و نمی توان آن را خرید و فروش کرد اینکه تشکیلات خودگردان می خواهد به هر وسیله ای ما را نابود کند این امر در نزد ما مردود و پذیرفتنی نیست".

محمد شیخ در زمینه ارتباط تشدید حملات صهیونیست ها با سلاح مقاومت و واکنش شاخه های نظامی مقاومت در برابر نقض آتش بس از سوی دشمن صهیونیستی تصریح کرد:"دشمن صهیونیستی برای حمله به ملت ما به دنبال دلیل و برهان نمی گردد بلکه این رژیم بر اساس قتل و ترور بنا شده است خواه مقاومت در صحنه حضور داشته باشند یا نه، دشمن نیازی به عذر و بهانه ندارد و حوادثی که در کرانه باختری روی داده است بهترین شاهد این قضیه است". شیخ خلیل به عملیات تروریستی ارتش اشغالگر در طولکرم اشاره کرد که در آن سه مجاهد جنبش جهاد اسلامی توسط نظامیان صهیونیست ترور شدند.

عملیات های پیاپی برای ترور محمد شیخ

اشغالگران به شکل گسترده عملیات های خود را بر روی ترور مجاهد فلسطینی محمد شیخ خلیل که از مهم ترین افراد تحت تعقیب آنها محسوب می شد، متمرکز کردند به طوری که چهار بار کوشیدند که وی را ترور کنند اما ناکام ماندند.

در آخرین باری که صهیونیست ها تلاش کردند وی را ترور کنند یک بالگرد صهیونیستی در اکتبر 2004 موشکی را به منزل وی در اردوگاه یبنا در جنوب رفح شلیک کرد اما وی به هنگام حمله در منزل حضور نداشت و در آن محمود برادر محمد به شهادت رسید. هواپیماهای جاسوسی صهیونیستی ها در شب یکشنبه 25/9/2005 موفق شدند که با شلیک موشک به خودروی شیخ خلیل که در جاده ساحلی منطقه الهوا در جنوب شهر غزه در حال حرکت بود، شلیک کنند که وی به همراه محمد برهوم محافظ شخصی اش و چند تن از عابران به شهادت رسید.

خطرناک ترین افراد تحت تعقیب

صدها تن از اعضای حزب صهیونیستی لیکود هنگامی که تساحی هنگبی رئیس مرکز لیکود اعلام کرد که ارتش اشغالگر موفق شده است محمد شیخ خلیل از فرماندهان جهاد اسلامی را به شهادت برساند از شدت خوشحالی کف زدند. هنگبی گفت:"ما به شائول موفاز به خاطر این موفقیت بزرگ تبریک می گوییم که توانستیم خطرناک ترین فرد تحت تعقیب را که به "اسرائیل" لطمه زیادی وارد کرده است از بین ببریم".

تشییع پیکر شهید

هزاران فلسطینی ساکن شهر رفح ظهر روز یکشنبه 26/9 پیکر فرمانده شهید محمد شیخ خلیل و محمد برهوم را تشییع کردند. تشییع کنندگان از بیمارستان ابو یوسف النجار در این شهر به سمت منازل این شهیدان به راه افتادند و پس از وداع خانواده هایشان با آنها بر روی پیکرشان در مسجد العوده در مرکز شهر رفح نماز میت خواندند.

هزاران شرکت کننده در این مراسم که در پیشاپیش آنها رهبران جنبش جهاد اسلامی حرکت می کردند که پرچم فلسطین و بیرق های جنبش جهاد اسلامی، جنبش حماس، کمیته های مقاومت مردمی، جنبش فتح و جبهه خلق در دست داشتند و تیر هوایی شلیک می کردند به راه افتادند. آنها در حالی پیکرهای شهید خلیل محمد شیخ خلیل و محافظ او را حمل می کردند خواستار انتقام خون این شهیدان از صهیونیست های قاتل شدند. آنها به سمت قبرستان شهیدان در شرق رفح حرکت کردند تا پیکر این دو شهید را به خاک بسپارند.

 تجاوز اشغالگران صهیونیست به خطوط قرمز

ابو عبدالله سخنگوی گروهان های قدس در کنفرانسی مطبوعاتی تأکید کرد که "گروهان های قدس"این آتش بس را کاملاً لغو می کند. وی گفت:"در پی شهادت شیخ خلیل گروهان های قدس با موافقت رهبران سیاسی و به فرمان آنها این آتش بس را که دست مقاومت را برای پاسخگویی به تجاوزات صهیونیست ها بسته است، لغو می کند و این رژیم را تهدید می کند که منتظر عکس العمل های پیاپی باشد". وی تصریح کرد که با یک عملیات نمی توان انتقام خون شهیدان در رأس آنها فرمانده محمد شیخ خلیل را گرفت.

عمر شلح از رهبران سیاسی جنبش جهاد اسلامی گفت که ترور رهبران مقاومت در غزه و کرانه باختری مانع واکنش های مستمر جنبش جهاد اسلامی در مقابل جنایت های اشغالگران نمی شود.

شلح اضافه کرد که اشغالگران صهیونیست با ترور شیخ خلیل فرمانده کل گروهان های قدس در نوار غزه و محافظ وی از خطوط قرمز عبور کرده اند که پاسخ به این اقدام کوبنده خواهد بود.

حمله موشکی گردان های قسام در واکنش به ترور شهید محمد

از سوی دیگر گردان های شهید عزالدین قسام مسئولیت شلیک 6 فروند موشک قسام را به پایگاه های نظامی صهیونیست ها در شرق شهر خان یونس برعهده گرفت. یکی از یگان های گردان های قسام سه موشک قسام را به پایگاه نظامی صهیونیست ها در شرق شهرک خزاعه شلیک کرد سپس گروهی دیگر از این گردان ها به سمت پایگاه کیزویم حرکت و سه موشک قسام را به این پایگاه که نوار غزه را از سرزمین های اشغالی 48 جدا می کند شلیک کردند.

گردان های قسام با صدور بیانیه ای تأکید کردند که این حمله موشکی در واکنش به جنایت ترور محمد الشیخ خلیل فرمانده گروهان های قدس و حملات موشکی پیاپی به غزه صورت گرفته است. این گردان های تهدید کردند که به تلافی کشتار ملت فلسطین از سوی اشغالگران عملیات های خود را افزایش خواهد داد.

پاسخ کوبنده جایگزین تهدیدات زبانی

کمیته های مقاومت مردمی شهادت شهید محمد شیخ خلیل را تبریک و تسلیت گفت و تهدید کرد که به صهیونیست های حیوان و نظامیان اشغالگر پاسخ کوبنده ای خواهد داد.

این کمیته ها با صدور بیانیه ای در مراسم تشییع اعلام کردند:"ما شهادت فرمانده شیخ خلیل را تبریک و تسلیت می گوییم و تأکید می کنیم که هیچ یک از اهداف دشمن صهیونیست از دست مجاهدان ما در امان نحواهد ماند و به تلافی این عملیات بزدلانه که همه گروه های مقاومت و تک تک فلسطینیان هدف آن بوده است، پاسخ ما در اسدروت و در تمام نقاطی که اشغالگران در آن جا حضور دارند کوبنده خواهد بود.

تیپ های ناصر نیز تأکید کردند:" تیپ های ناصر صلاح الدین دیگر تحمل نخواهد کرد و تمامی مواضع صهیونیست ها را هدف حمله قرار می دهد و به دشمن درسی می دهد که هرگز آن را فراموش نکند. پاسخ کوبنده ما جایگزین تهدیدات زبانی خواهد شد".

جنبش مقاومت اسلامی حماس، گردان های شهید عزالدین قسام و "بازهای فتح" نیز در خلال مراسم تشییع پیکر این دو شهید بیانیه هایی خود را توزیع کردند.

گردان های شهدای الاقصی با صدور بیانیه ای خواستار یکپارچگی و تقویت وحدت ملی و حمله به دشمن صهیونیستی در همه نقاط شدند.

این گردان ها با صدور بیانیه ای شهادت فرمانده شهید محمد شیخ خلیل را تبریک و تسلیت گفت و او را همرزم خود خواند و این عملیات را بیانگر این واقعیت دانست که اشغالگران فقط زبان آتش را می فهمند. این گردان های اعلام کردند:"شیخ خلیل پس از آنکه پوزه اشغالگران را به خاک مالید و سربازان صهیونیست را در مرز مصر با فلسطین در رفح تکه تکه کرد زندگی خود فدای راه فلسطین کرد". یادش گرامی----- سایت مرکز اطلاع رسانی فلسطین

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شهادت طلب   | 

شهید عز الدین قسام،   

هفتاد سال پیش یا بهتر است که بگوییم در 19 نوامبر سال 1935 شیخ مجاهد عز الدین قسام به شهادت رسید.  شهادت قسام رویدادی گذرا نیست، بلکه نقطه عطفی در تاریخ فلسطین به شمار می آید. شهادت ایشان آتش مبارزه علیه استعمار انگلیس را طی سال های 1936 تا 1939 شعله ور ساخت؛ استعماری که در آن زمان نقش بزرگی در تسهیل روند مهاجرت یهودیان جهان به فلسطین داشت.

تقریبا تمامی تاریخ نگاران و تحلیل گران سیاسی بر این نکته اتفاق نظر دارند که شیخ عز الدین قسام در تبلیغ دین شیوه خاص و منحصر به فرد خود را داشت و راهبر جنبشی جهادی بود که از همه جبهه های مبارزه زمان خود گوی سبقت را ربوده بود. این شیوه منحصر به فرد در پروراندن نسلی مجاهد، جلوه گری می کرد. ایشان با تشکیل جلسات سری در خانه خود و برخی دوستانش، عده ای را انتخاب و آنان را برای جهاد آماده می کرد. ایشان از این عده یگان های عملیاتی تشکیل می داد. در این یگان ها تنها افراد مومن که آماده جانفشانی بودند، حق عضویت داشتند.

هنگامی که این گروه جهادی تشکیل شد، به یگان های مختلف تقسیم گردید. هر یگان، ماموریتی خاص داشت. این یگان ها عبارتند بودند از: یگان خرید اسلحه، یگان جمع آوری اطلاعات و نظارت بر تحرکات نیروهای انگلیسی و یهودی، یگان آموزش نظامی، یگان تبلیغ در مساجد و جلسات آموزشی که مهترین کار آن دعوت به جهاد بود، یگان فعالیت های مردمی و ارتباطات سیاسی، یگان جمع آوری اموال، اعضا و یاران و یگان حمایت از خانواده های شهدا و بازداشت شدگان.

به دنبال آماده سازی و پرورش مبارزان، عملیات های فدایی آنان بر ضد شهرک های اشغالی یهود و اشخاص مورد نظر با هدف راندن یهودیانی که از خارج وارد فلسطین شدند، آغاز گردید.

اگر ملت فلسطین امروز توفیق ملاقات با شیخ المجاهدین و یاران وفادارش را ندارد، اما می تواند سیمای نورانی ایشان را در مجاهدان گردان های شهید عز الدین قسام و عملیات های جهادی آنان که دشمن صهیونیستی را به فرار از نوار غزه وادار کردند،در باریکه غزه و اردوگاه های خان یونس، رفح، النصیرات و شهرها و شهرک ها و روستاهای کرانه باختری مشاهده کند.

بی شک تجربه جهادی شیخ عزالدین قسام الهام بخش همه مجاهدان فلسطینی می باشد؛ زیرا امثال شیخ قسام پیوسته متولد می شوند و این امر نشأت گرفته از سنت خداوند در مورد بندگان صالح خود است.

 

تاکید گردان های قسام بر پیمودن راه شیخ

گردان های شهید عز الدین قسام شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی حماس که به یمن نام مبارک شیخ قسام و پایبندی به اصولی که تا رسیدن به لحظه پرافتخار شهادت بدان پایبند بود، این نام را برای خود برگزید و در سالروز شهادت شیخ المجاهدین بر ادامه راه جهاد و مقاومت تا آزادی فلسطین تاکید و اعلام می کند که راندن اشغالگران از نوار غزه نخستین ثمره این جانفشانی هاست و مقاومت تنها راه آزادی بقیه اراضی اشغالی فلسطین به شمار می آید.

این گردان ها طی بیانیه ای در هفتادمین سالگرد شهادت شیخ قسام اعلام کرد: ملت فلسطین به ویژه جنبش حماس و شاخه نظامی آن، در این روز بزرگ و فرخنده، خاطراتی به یادماندنی را در اذهان خود مرور می کند. شاخه نظامی جنبش حماس به نام مبارک این رهبر ظفرمند و صاحب اصلی این خاطرات عطرانگیز و به یادماندنی نامیده شده است؛ رهبری که از زمان آغاز حمله اشغالگران جنایت پیشه به کشورهای عربی، لحظه ای رنگ آرامش و راحتی را به چشم ندید و به همراه گروهی از برادران مخلص خود به تنویر افکار ملت و دعوت از آنها به جهاد پرداخت و خود نیز دوشادوش آنان مبارزه کرد و در نهایت بهترین رشادت ها و دلیری ها را از خود به نمایش گذاشت.

ارواح طیبه و جان های پاک از سوریه تا فلسطین به یکدیگر نزدیک شدند و یکدیگر را در آغوش گرفتند. خاک مقدس جنین این پیکر پاک را که تا آخرین لحظه زندگی، از تسلیم شدن سرباز زد، در خود جای داده است. ایشان یگانه فرمانده و رهبری ربانی است که عملیات جهادی خود را با گروهی اندک از افراد مومن و مخلص در برابر جائران زمان آغاز کرد. این گروه اندک نیز با خون خود نقشه پیمودن راه را ترسیم کردند که در نهایت به تشکیل ارتش بزرگ و دلیر قسام منجر شد؛ ارتشی که رژیم منفور صهیونیستی هم اکنون از آن واهمه دارد و از آن بسیار حساب می برد. نام گردان های قسام برگرفته از نام مبارک این رهبر بزرگ است و تحت تاثیر او، در کنار قرآن کریم سلاح را بر دوش خود حمل می کند. انسان های بزرگ و شریف به سیرت این فرمانده بزرگ اقتدا کرده اند و با نیرو گرفتن از خداوند بلند مرتبه، به جنگ با دشمنان برخاسته اند و با نیروی عقیده و ایمان، با دشمنان خدا مبارزه کرده اند و در این راه ملامت ملامت گران هیچ تاثیری در روحیه آنان نگذاشته است. آنان صبر و ثبات خویش را از شیخ عزالدین قسام آموخته اند ؛ مردی شجاع که در زمان او تعداد انسان های شجاع و مبارز انگشت شمار بودند.

امروز با گذشت هفتاد سال یاد و خاطره شهیدی را زنده نگه می داریم که امتی و ملتی را زنده کرد و حال آنکه افراد بسیاری در درون یک امت ظهور می کنند، اما با گذشت زمان یادی از آنان نمی شود. رهبری باید اینچنین باشد و اینچنین است که بزرگان نام خود را با خون سرخ شان ماندگار می سازند ؛ خونی که نقشه میهن سلب شده را ترسیم می کند، صبح نوید را فریاد می زند و طلوع فجر را نشان می دهد. با وجود چنین مجاهدان پاک دامن و شریفی، انصاف نیست که تاریخ به دروغ نوشته و اسامی قهرمان های خیالی و پیروزی های موهوم آنان، میان مردم این سرزمین مقدس منتشر شود.

 این سرزمین مقدس که به خون یاران و شهدای اسلام آغشته شده است، تنها عزت و افتخار و سربلندی زیبنده آن است و نه تسلیم شدن و سر فرو آوردن در برابر ظلم و ستم. این سرزمین هرگز بر سر حقوق و مقدسات خود سازش نمی کند و این همان رسالت شیخ مجاهدان قسامی است که گردان های قسام آن را بر عهده گرفته است و سرانجام به پیروزی بزرگی دست یافت که آزادی غزه نخستین ثمره آن و در آینده نیز تضمین کننده آزادی تمامی اراضی اشغالی فلسطین به شمار می آید.

شهادت شیخ عزالدین قسام پیام و رسالتی آشکار به همه کسانی است که به وعده های پوشالی و دروغین دشمن صهیونیستی دل بسته اند. پیام ایشان حاوی این مفهوم است که اگر امتی بخواهد حقوق و عزت و کرامت خود را باز پس گیرد، جز راه جهاد و مقاومت راه دیگری ندارد.

شیخ قسام تا آخرین لحظه عمر مبارک خود مبارزه کرد و شهادتین را در سرزمین مبارک فلسطین در جنگل های یعبد به دور از ولادتگاه خود در جبله واقع در سوریه بر زبان آورد؛ چرا که سرزمین فلسطین هنگام اسارتش آه و ناله سر داده بود، بنابراین شیخ در حالی که سلاح خود را در دست داشت به فریاد جانسوز میهن خود و ندای عقیده که حد و مرزی را نمی شناسد، لبیک گفت. آری! گردان های شهید عز الدین قسام شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی حماس با مزین شدن به نام مقدس این شهید بزرگوار پیوسته با عملکرد درست خود یاد و خاطره ایشان را در اذهان زنده نگه می دارند و این جمله مشهور ایشان "سرانجام جهاد، پیروزی یا شهادت است" را سر لوحه مبارزات خود قرار داده اند.

زندگی نامه عز الدین قسام

شیخ عز الدین قسام به سال 1882م. در شهرک جبله واقع در نزدیکی شهر اللاذقیه در سواحل سوریه در خانواده ای با تقوی و روستایی دیده به جهان گشود. پدرش شیخ عبد القادر مصطفی قسام از کارمندان حوزه علوم شریعت اسلامی بود و مادرش حلیمه قصاب، در یک خانواده تحصیل کرده و مذهبی پرورش یافته بود. پدر قسام به کار تدریس اهتمام ویژه ای داشت. عبد القادر در مکتب خانه روستا به اهالی آن قرآن کریم، زبان عربی، خط و ریاضیات آموزش می داد و با یاد دادن سرودهای دینی، روحیه جهاد و حماسه را در میان ساکنان روستا بر می انگیخت. وی همچنین برای مدتی بازپرس ویژه دادگاه بود.

عز الدین قسام در مکتب خانه روستا خواندن، نوشتن و تلاوت قرآن را آموخت و در این زمینه از تمامی هم سن و سالان خود برتر بود. پس از مدتی به دانشگاه الازهر مصر رفت و در جلسات درس شیخ محمد عبده شرکت کرد و بدین ترتیب روح تشنه خود را از دریای علم و معرفت سیراب کرد. قسام در اغلب جلسات درس دانشگاه شرکت می کرد و بیش تر اوقات خود را در کتابخانه ها می گذراند. وی در کنار فراگیری علم، نیز به جنبش های آزادی خواه توجه خاصی داشت. او دریافته بود که اسلام دین عزت، اقتدار، آزادگی و جهاد است.

قسام در مصر با استعمار انگلیس و سلطه آن بر ملت و ذخایر ملی این کشور آشنا شد و در همان وقت در اندیشه ضرورت مبارزه با "فئودالیسم" و نیروهای استعمارگر بود. به اعتقاد وی، این دو معضل دو روی یک سکه هستند. ظلم و ستم اگر منتشر شود، انسان ها و آبادانی ها را از بین می برد. مشاهده این گونه مسائل غیر اخلاقی وی را به شهرک جبله کشاند و خاطرات محنت های خانواده و هموطنانش اعم از بیسوادی و اوضاع وخیم اقتصادی را در ذهن او زنده کرد.

 

فعالیت آموزشی قسام

در سال 1906 عزالدین قسام پس از ده سال علم اندوزی و کسب معرفت در الازهر و اخذ دانشنامه از این دانشگاه به جبله بازگشت. از آنجا برای آشنا شدن با شیوه تدریس در دانشگاه های ترکیه به این کشور سفر کرد. پس از بازگشت از ترکیه مانند پدرش در مسجد سلطان بن ادهم قطب الدین به تدریس مشغول شد.

وی به کودکان روستای جبله خواندن، نوشتن، حفظ قرآن کریم و علوم حدیث آموخت و در مسجد المنصوری واقع در مرکز این روستا، نماز جمعه به پا می داشت. مردم همگی شیفته خطبه ها و نحوه تدریس وی شده بودند. طولی نکشید که شهرت و آوازه شیخ قسام در مناطق مجاور منتشر شد. وی مفاهیم اسلام را با درک عمیق و گسترده خود، به مردم تبلیغ می کرد و این گونه طرفداران بسیاری به دست آورد و در میان مردم مقام و منزلت ویژه ای پیدا کرد.

 

مبارزه با اشغالگران فرانسه در سوریه

هنگام ورود نظامیان فرانسه به سوریه در سال 1920، مبارزات قسام با اشغالگران در ساحل شمالی سوریه آغاز شد. ایشان و مرحوم عمر بیطار از طلایه داران جهاد مسلحانه در سال های 1919 تا 1920 بودند.

وی سوریه را ترک کرد. سپس خانه خود را که کل دارایی او به شمار می آمد، فروخت و با پول آن بیست و چهار قبضه تفنگ خرید. پس از آن خانواده خود را به طرف منطقه ای کوهستانی فرستاد. فرانسوی ها تلاش کردند تا با دادن پیشنهادهایی فریبنده نظیر دادن پست و مقام های عالی، شیخ را از ادامه مبارزه بازدارند، اما او به تمامی این پیشنهادها پاسخ رد داد. اصرار قسام بر مقاومت دادگاه نظامی فرانسه در اللاذقیه را بر آن داشت تا حکم اعدام وی و شماری از یارانش را صادر کند. سپس شیخ به منظور رها شدن از تعقیب فرانسوی ها به دمشق و از آنجا به فلسطین رفت.

 

قسام در فلسطین

قسام و یارانش در حیفا سکونت گزیدند و خانواده های آنان در منزلی در محله قدیمی این شهر در کنار یکدیگر زندگی کردند. این محله پناهگاه کشاورزان فقیری بود که در نتیجه حمله اشغالگران، خانه های شان در روستاها تخریب و موطن مهاجران یهودی شده بود.

 قسام برای بهبود اوضاع معیشتی کشاورزان، تلاش بسیاری نمود. وی با برپایی کلاس های شبانه به مبارزه با بی سوادی برخاست. اندکی نگذشت که کشاورزان ساکن منطقه شمالی و کارگران به شیخ احترام ویژه ای گذاردند و شیفته اخلاق و منش خداپسندانه وی شدند.

قسام در مدرسه اسلامی حیفا به تدریس مشغول شد و دانش آموزان را به آینده سرزمین خود در سایه اشغالگری آگاه کرد. وی با موافقت حاج محمد امین الحسینی مفتی قدس و رهبر جنبش ملی فلسطین، امام جماعت و خطیب مسجد استقلال شد. قسام با شیوه خاصی که داشت، به تنویر افکار عمومی فلسطینیان مشغول شد و آنان را از تهدیدات فراروی شان مطلع کرد و همواره این جمله را تکرار می کرد که" یهودیان برای نابودی ملت فلسطین و تشکیل دولتی یهودی تنها منتظر یک فرصت هستند" شیخ قسام در مساجد در میان نمازهای پنجگانه، جلسات درس برگزار می کرد. وی از این فرصت استفاده می کرد و مبارزان را برای نبرد آماده می کرد. وی در برنامه های خود همواره کیفیت را بر کمیت ترجیح می داد.

هنگامی که تهدیدات حمله نیروهای انگلیسی به فلسطین افزایش یافت، قسام "جمعیت جوانان مسلمان" را تاسیس کرد و در آن جوانان مسلمان را پرورش داد و آنان را از قید و بند انحراف و خودباختگی ناشی از اوضاع دشوار اقتصادی و سیاسی آن زمان آزاد و به کار و تلاش برای حمایت از میهن دعوت کرد.

وی با رهبران شهرهای مختلف فلسطین در تماس بود و از این راه توانست عده زیادی از جوانان را به سازمان جهادی خود جذب کند.

قسام در سال 1930 مدتی در دفتر ازداوج و طلاق دادگاه حیفا فعالیت کرد و از راه آن موفق شد تا با قشرهای مختلف جامعه از جوانان گرفته تا سالخوردگان، کشاروزان، کارگران، دانشجویان و کارمندان ارتباط برقرار کند. این  مساله نقش بسزایی در گسترش و توسعه دامنه سازمان جهادی او داشت.

 

فعالیت های جهادی

عملیات مبارزان قسامی تنها به حمله به شهرک های اشغالی صهیونیست ها خلاصه نمی شد و همانطور که استاد امیل الغوری در کتاب خود با عنوان "فلسطین در گذر شصت سال" مطرح کرده است، این عملیات ها همچنین شامل تعقیب و شکنجه کسانی می شد که علیه ملت و مصالح آن خیانت می کردند نظیر همکاری با رژیم صهیونیستی، جاسوسی برای سازمان اطلاعات انگلیس یا فروش اراضی به یهودیان و دلالی برای آنان.

مبارزه با گشتی های ارتش و پلیس، بستن راه ها و حمله به قرارگاه های ارتش و مراکز پلیس، حمله به نگهبانان شهرک های یهودی نشین و بمب گذاری، از دیگر اقدامات مبارزان قسامی شمار می آمد.

هنگامی که عملیات های قسام بسان روحی تازه در کالبد فلسطینیان دمیده شد و آنان را به تکاپو واداشت، دولت انگلیس اعلام کرد که هر کس درباره مجریان این عملیات اطلاعاتی ارائه دهد، پاداش خوبی دریافت خواهد کرد.  این عملیات در واقع در دل و جان یهودیان رعب و وحشت افکنده بود. یهودیان نخستین باری بود که می دیدند علیه شان عملیات های نظامی صورت می گیرد.

 دولت انگلیسی و یهود از ترس این عملیات ها جاسوس های خود را در مناطق مختلف مستقر کردند و با کمترین شک نسبت به کسی، او را بازداشت می کردند.

بدین ترتیب تحرکات و فعالیت های گروه قسام با مشکلات متعددی مواجه گردید. پلیس انگلیس توانست درباره نیرو و تجهیزات نظامی و مکان عملیات این گروه اطلاعاتی جمع آوری کند.

 

شهادت شیخ عز الدین قسام

دکتر مصطفی کبها پژوهشگر فلسطینی در خصوص نحوه به شهادت رسیدن شیخ قسام می گوید:«نیروهای قسام در روز دوم یا سوم نوامبر سال 1935 از حیفا خارج شدند و به طرف کوه های کرمل در نزدیک روستاهای حیفا و جنین رفتند.»

وی می افزاید که گروهی متشکل از 14 مبارز به دو یگان تقسیم شدند. یگان نخست تحت فرماندهی قسام و یگان دیگر تحت فرماندهی شیخ فرحان سعدی معاون قسام قرار داشت. کبها مسائل امنیتی را عامل این تقسیم بندی اعلام و هرگونه اختلاف میان قسام و معاون خود را که به تسریع در اعلان جنگ انجامیده بود، رد کرد.

اوضاع بر وفق مراد شیخ قسام پیش نرفت، روزی یکی از هواداران شیخ به یک دستگاه خودروی گشتی انگلیس تیراندازی و بدین ترتیب عملیات نیروهای شیخ پیش از انجام نخستین مرحله نقشه لو رفت به عبارت دیگر زمان نبرد مسلحانه را تسریع بخشید. سپس نیروهای پلیس انگلیس مبارزان قسام را در جنگل های "شیخ زید" واقع در نزدیکی "یعبد" دستگیر کردند.

این پژوهشگر فلسطینی همچنین می افزاید که با لو رفتن مخفیگاه گروه قسام و رسیدن نیروهای پلیس به آن، عده ای مزدور عرب از شیخ و طرفدارانش خواستند تا تسلیم شوند، اما شیخ هرگز تسلیم نشد و از یاران خود خواست تا افتخار شهادت را بر خواری ترجیح دهند و چنین نیز شد.

 

از عز الدین قسام تا احمد یاسین

عونی فرسخ یکی از نویسندگان عرب می گوید: شهادت قسام بازتاب وسیعی در میان فلسطینیان داشت و آثار آن در تشییع باشکوه پیکر پاک این شهید در حیفا کاملا نمایان بود.

 پیکرهای پاک شهید قسام، شهید یوسف عبد الله زیباری و سعید عطیه المصری (از یاران نزدیک قسام) مسافت پنج کیلومتر بر دوش فلسطینیان حمل شدند و در خلال آن تشییع کنندگان بدون توجه به تیراندازی نیروهای پلیس و نظامیان انگلیسی، با آنان درگیر و بر اثر این درگیری عده ای شهید یا زخمی شدند.

 

شیخ احمد یاسین

شبتای تیبیت از تاریخ نگاران صهیونیستی در کتاب خود "بن گوریون و عرب ها "می نویسد:"بن گوریون بابت مرگ شیخ قسام شدیدا متاثر شد. وی بر این باور بود که هر یک از رهبران عرب ملت خود را قربانی مصالح شخصی خویش خواهد کرد، اما این نخستین باری است که یک رهبر عربی جان خود را برای حفظ آرمان و اصول خود فدا می کند. لذا این مساله به عرب ها قدرت بسیاری می بخشد. بن گوریون به خوبی می دانست که از این به بعد چنین شهادت هایی از پی هم خواهد آمد و صدها و هزاران نفر همچون قسام آماده می شوند که جان خود را فدای آرمان های خویش کنند.»

 بن گوریون همچنین معتقد بود که شهادت قسام، انگلیس و جنبش صهیونیستی را وارد مرحله تازه ای از درگیری با عرب ها خواهد کرد؛ مرحله ای که در آن چاره ای جز تشکیل ائتلاف میان انگلیس و رژیم صهیونیستی نبود.

این نویسنده عبری در ادامه می گوید: «شهادت قسام نه تنها در میان مقامات رژیم صهیونیستی بازتاب گسترده ای داشت، بلکه این شهادت همچنین تاثیری عمیق در میان محافل فلسطینی گذاشت. جمال الحسینی رهبر حزب عربی و مرد شماره دو رهبری جنبش ملی پس از مفتی قدس، پس از رفتن به خانه الزیباری و مشاهده فقر و بدبختی یاران قسام و خانواده شان در  روزنامه "الحزب" اتحادیه عرب نوشت:"انقلاب قسام انقلاب علیه تمامی ما است؛ چرا که هر یک از ما مدعی است که در قلبش ایمان و اخلاص و اراده ای قوی وجود دارد، اما با ترس و نگرانی اعلام می کند که خانواده ای پر تعداد دارد و می ترسد که اگر به میدان نبرد برود، خانواده اش دچار ننگ و عار و سرانجام مرگ شود و دیگر نتواد بر مشکلات فایق آید.  قسام و یارانش این سخنان را می شنوند و علیه آن قیام می کنند و بیرون می روند... از کجا بیرون می روند؟ از لانه هایی که در آن تکه های گوشت وجود دارد درست مانند جوجه گنجشک هایی که منتظر گرفتن غذا از منقار مادرشان است تا گرسنگی و تشنگی خود را برطرف کند.

قسام و طرفدارانش از این لانه ها برای حفظ مبدأ و احقاق حق و اعتلای منزلت ایمان خارج شدند و اکنون ما با دیدن این همه فداکاری تنها کاری که از دستمان بر می آید این است که خود را سرزنش و گونه های مان را از شرم و حیا سرخ کنیم. از خداوند می خواهیم که دل های مان را با چنین نور ایمانی منور سازد.»

در پایان این کتاب آمده است:" اگر جمال الحسینی تاکنون زنده بود و از منزل شیخ احمد یاسین، پس از شهادتشان، دیدن می کرد یقینا همان جملاتی را تکرار می کرد که پس از رفتن به خانه زیباری، دوست و همسنگر قسام، آنها را بر زبان آورده بود."    برگرفته از سایت مرکزاصلاع رسانی فلسطین  

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شهادت طلب   | 

غزه ـ مرکز اطلاع رسانی فلسطین

تیپ های ناصر صلاح الدین شاخه نظامی کمیته های مقاومت مردمی تمامی انسان های شریف و مخلص عضو گروه های فلسطینی یا دولت جدید را به همکاری با کمیته تحقیق درباره علل ناشناخته ترور شیخ "ابویوسف القوقا" که به همت وزارت کشور تشکیل شده است، فرا خواند و تاکید کرد که این تیپ ها تمامی تلاش خود را برای همکاری با این کمیته به کار خواهد بست.

این تیپ ها با انتشار بیانیه ای که نسخه ای از آن به مرکز اطلاع رسانی فلسطین ارسال گردید، اعلام کرد: «محمد عبدالعال فرمانده و سخنگوی تیپ های ناصر صلاح الدین به شمار می رود و هرگونه تلاش گروه های مشکوک برای ترور وی یا هر مبارز دیگر، تعدی مستقیم به کمیته های مقاومت مردمی به شمار می رود و در صورت وقوع چنین جنایتی مبارزان ما به آن پاسخ کوبنده خواهند داد.»

در بخش دیگر این بیانیه آمده است که علی رغم شهادت ابویوسف به دست متجاوزان کینه توز صهیونیست، اما هیچ خللی در امور داخلی این تیپ ها مشاهده نمی شود و کارها روند طبیعی خود را طی می کند. این تیپ ها تاکید کردند که مبارزانشان در پاسخ به ترور القوقا درس فراموش نشدنی به دشمن صهیونیستی خواهند داد.

دست حق یارتان باد ...مردان  عشق  شهادت-...یا زهرا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شهادت طلب   | 

به قلم دکتر احمد محمد بحر

بخش اول

حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در سخنان مبارکی که ابو داوود آن را از ثوبان رضی الله عنه روایت کرده است، راز سستی و کاهلی را که امروزه امت اسلامی به آن دچار شده اند، تشریح کرده است. آن حضرت می فرماید: "زمانی فرا می رسد که ملتهای دیگر مانند گرسنگانی که به غذا حمله می برند بر شما هجوم آورند. فردی پرسید آیا آنگاه ما اندک هستیم؟ حضرت فرمودند: نه، آن روز تعداد شما بسیار است، اما شما مانند کف روی آب هستید و خداوند هیبت شما را از دل دشمنانتان برداشته و شما در آن زمان بسیار سست و تنبل هستید. پرسیده شد ای رسول خدا! سستی در چیست؟ ایشان فرمودند:"علاقه به دنیا و تنفر و کراهت از مرگ".

این همان درد مزمنی است که مسلمانان معاصر به آن مبتلا هستند. علاقه و عشق به دنیا انسان را بنده شهوات و هوا و هوسهای دنیایی می کند. تنفر و هراس از مرگ نیز موجب ذلت و خواری و حقارت دنیا و آخرت خواهد بود. لذا قرآن کریم نگرانی انسان را نسبت به روزی برطرف ساخته و در این کتاب مقدس تأکید شده است که روزی به دست خداوند است. خداوند متعال بر این مسأله سوگند یاد کرده است و می فرماید، "و فی السماء رزقکم و ما توعدون فو رب السماء و الأرض إنه لحق مثل ما تنطقون" (ذاریات/ 22){در آسمان روزی شماست و نیز چیزهایی که بدان وعد و وعید داده می شوید * به خدای آسمان و زمین سوگند که این حق است، درست همانگونه که شما سخن می گویید (و سخن گفتن کاملاً برایتان محسوس است و درباره آن شک و تردیدی ندارید)} خداوند متعال درباره مرگ نیز فرموده است که آن نیز در دست خود اوست"و لکل أمة أجل فإذا جاء أجلهم لا یستأخرون ساعة و لا یستقدمون"(اعراف/34){هر گروهی دارای مدت زمانی (مشخص و معلوم) است و هنگامی که زمان (محدود) آنان به سر رسید، نه لحظه ای تأخیر خواهند کرد و نه لحظه ای بر آن پیشی می گیرند} خداوند متعال همچنین می فرماید:"قل لو کنتم فی بیوتکم لبرز الذین کتب علیهم القتل إلی مضاجعهم"(آل عمران/ 154){بگو، اگر در خانه های خود هم بودید،آنان که کشته شدن در سرنوشتشان بود، به قتلگاه خود می آمدند(و در مسلخ مرگ کشته می شدند)}. پس نه رفتن به جنگ مرگ را نزدیک می کند و نه فرار از جنگ، آن را به تأخیر می اندازد. در اینجا خوب است به یک نکته تاریخی در این باره اشاره گردد. خداوند متعال برای خالد بن ولید که از قهرمانان صدر اسلام بود شهادت در جبهه های نبرد حق علیه باطل را مقدر نکرده بود. خالد پس از سالها شرکت در جنگهای متعدد در بستر مرگ جان به جان آفرین تسلیم کرد. او پیش از مرگ گفت: به خدا قسم در هر وجب از بدنم جای ضربه شمشیر یا محل اصابت تیری وجود دارد، اما من هم مانند شتر می میرم، ولی بزدلان هرگز این را نمی فهمند! این همان چیزی است که علی بن ابی طالب را بر آن داشت که این شعر معروف را بسراید که،

 

أی یومی من الموت أفر      یوم لا یقدر أو یوم قدر

یوم لا یقدر لا أحذره    و من المقدور لا ینجو الحذر

(از کدام روز مرگ می توانم بگریزم آن روزی که مرگ در آن مقدر نشده یا آنکه مقدر شده است

اگر مرگ در روزی مقدر نشده باشد من از آن باکی ندارم و هشیار هم نمی تواند از روزی که در آن مرگ برایش مقدر شده است، بگریزد.)

به همین دلیل، در دین مبین اسلام تأکید شده است که مرگ انتقال از مرحله ای به مرحله دیگر و از خانه ای به خانه دیگر و از زندگیی به زندگی دیگر است. "الذی خلق الموت و الحیاة لیبلوکم أیکم أحسن عملاً و هو العزیز الغفور" (ملک/2) {آن کسی که مرگ و زندگی را پدید آورده است تا شما را بیازماید کدامتان کارتان بهتر و نیکوتر خواهد بود. او چیره و توانا و آمرزگار و بخشاینده است} خداوند متعال هیچ نعمتی را از بندگانش نمی ستاند مگر آنکه نعمت بزرگ تری را به جای آن به آنها بدهد. "إن الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ألا تخافوا و لا تحزنوا و أبشروا بالجنة التی کنتم توعدون * نحن أولیاؤکم فی الحیاة الدنیا و فی الآخرة و لکم فیها ما تشتهی أنفسکم و لکم فیها ما تدعون * نزلاً من غفور رحیم"(فصلت/30- 32){کسانی که می گویند پروردگار ما خداست و سپس پابرجا و ماندگار می مانند، فرشتگان به پیش ایشان می آیند و بدانان مژده می دهند که نترسید و غمگین مباشید و شما را بشارت با به بهشتی که به شما وعده داده شده است* ما یاران و یاوران شما در زندگی دنیایی و در آخرت هستیم و در آخرت برای شما هر چه آرزو کنید هست. و هر چه بخواهید برایتان فراهم است* اینها به عنوان پذیرایی از سوی خداوند آمرزگار و مهربان است}

پس اگر سرنوشت مؤمنان در وقت مرگ این گونه است، پس شهیدانی که خداوند متعال آنان را به این مقام برگزیده است و آنان جان خود را فی سبیل الله تقدیم کرده اند، چه حالی خواهند داشت؟ یقیناً آنان گرامی ترین و محبوب ترین مخلوقات در نزد خداوند مهربان هستند و چرا این گونه نباشند که خداوند متعال خود به ایشان وعده نیکو ترین زندگی را داده است.

سعد بن ابی وقاص (رض) می گوید: یکبار ما به امامت پیامبر نماز می خواندیم، مردی وارد مسجد شد و هنگامی که به صف جماعت پیوست گفت: اللهم آتنی ما تؤتی عبادک الصالحین، (خداوندا به من چیزی بده که به بندگان صالح خود می دهی. هنگامی که پیامبر نماز را به پایان رساند، فرمود: کدامیک از شما این گونه دعا کرد؟ آن مرد گفت که من گفتم یا رسول الله، ایشان فرمودند: تو بر اسب خویش سوار می شوی و در راه خدا به شهادت می رسی". این حدیت را حاکم روایت کرده و گفته است که به شرط امام مسلم صحیح است.

 

شهیدان پس از پیامبران بالاترین درجه و رتبه را دارند

حضرت محمد (ص) می فرماید: سه کس کشته شوند: یکی مردی که با جان و مال خود در راه خداوند جهاد کرد تا آنکه در نبرد با دشمن کشته شد، چنین فردی شهیدی است که خداوند او را مورد آزمایش قرار داده و در بهشت خواهد بود.... او در زیر سایه عرش خداوند است و فقط پیامبران به سبب پیامبری خویش بر چنین کسی برترند. دومی، آن است که از گناهان خویش بترسید و با جان و مال خود در راه خدا جهاد کرد و با دشمن به نبرد بپردازد و به شهادت برسد. این شهادت موجب پاک شدن او از گناهان است، زیرا شمشیر ( جهاد در راه خدا) گناهان را از بین می برد. چنین کسی می تواند از هر یک از درهای بهشت که اراده کند، وارد آن شود، زیرا بهشت هشت در دارد و برخی از درها بر برخی دیگر فضیلت دارند. جهنم نیز هفت در دارد. سوم منافق است که با جان و مال خویش بجنگد و با دشمن روبرو شود و در این حال کشته شود. این فرد در آتش خواهد بود، زیرا شمشیر نفاق را از بین نمی برد. امام احمد آن را روایت کرده و گفته که حدیث حسن است.

 

شهید فی سبیل الله بهشتی است

خداوند متعال می فرماید:" إن الله اشتری من المؤمنین أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعداً علیه حقاً فی التوراة و الإنجیل و القرآن و من أوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم" (توبه/111){بیگمان خداوند (کالای) جان و مال مؤمنان را به (بهای) بهشت خریداری می کند. آنان باید در راه خدا بجنگند و بکشند و کشته شوند. این وعده ای است که خداوند آن را در (کتابهای آسمانی) تورات و انجیل و قرآن (به عنوان سند معتبری ثبت کرده است) و وعده راستین آن را داده است و چه کسی از خدا به عهد خود وفا کننده تر است؟ پس به معامله ای که کرده اید شاد باشید و این پیروزی بزرگ و رستگاری سترگی است}

شهید سید قطب رحمه الله در تفسیر این آیه در کتاب فی ظلال القرآن می گوید: "ماهیت این بیعت این است که خداوند متعال جان و مال مؤمنان را فقط برای خود می خواهد و آنها اجازه ندارند به خواست خود آن را ببخشند یا برای خود نگه دارند. آری، این کالایی است که خریدارش می تواند هر گونه که بخواهد و اراده و تعیین کند در آن دخل و تصرف کند. فروشنده باید فقط در همان مسیری که به او گفته می شود برود. بهای این کالا هم بهشت است. راه آن هم جهاد و نبرد و مبارزه است. پایان آن هم پیروزی یا شهادت.

یقیناً این خرید و فروش بسیار حساس است، اما این معامله بر هر مؤمن توانایی فرض است و فقط زمانی از حیطه وظایف مؤمن خارج می گردد که او از ایمان خود دست کشیده باشد، اکنون که این کلمات را می نویسم این حساسیت را کاملاً درک می کنم. خداوندا! از تو یاری می خواهم، زیرا که این پیمان بسیار حساس و سنگین است".

 

شهید آرزو می کند که خداوند متعال او را یکبار دیگر به دنیا باز گرداند

امام اسماعیل بخاری و امام مسلم به نقل از انس بن مالک رضی الله عنه روایت کرده اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:"هیچ یک از کسانی که وارد بهشت شده باشد، آروزی بازگشت به دنیا نمی کند، مگر شهید که او به سبب پاداشی که از خداوند می گیرد، آرزو می کند که به دنیا بازگردد تا دهها بار فی سبیل الله شهید شود. در روایت دیگری هم آمده است که "به سبب فضیلتی که خداوند به مقام شهید داده است، شهدا دوست دارند که بار دیگر به دنیا بازگردند تا نصیب جدیدی برگیرند".

 

روح شهیدان به سان پرندگان در بهشت پرواز می کنند

نبی اکرم محمد (ص) می فرماید:" هنگامی که یکی از برادران شما شهید می گردد، خداوند متعال روحش را در کالبد پرنده ای سبز رنگ قرار داده و بر روی نهرهای بهشتی به پرواز در می آورد. آن پرنده از میوه های بهشتی می خورد و در کاخهای طلایی بهشت مسکن می گزیند و در زیر سایه عرش الرحمان به پرواز در می آید. این شهیدان می گویند که چه کسی به برادران ما می گوید که ما در بهشت زنده ایم و از نعمتهای بهشتی روزی می خوریم تا آنان نیز از جهاد دوری نجویند و از جنگ در را خدا هراس نداشته باشند. خداوند متعال پاسخ می دهد که من به آنان می گویم. به همین سبب است که فرموده خداوند متعال نازل شده که فرموده است: و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتاً بل أحیاء عند ربهم یرزقون" (آل عمران/ 169) { و کسانی را که در راه خداوند متعال کشته شدند، مرده مپندارید، زیرا آنان زنده اند و در نزد پروردگار خود روزی می خورند"} حدیث مذکور را امام ابو داود در باب جهاد کتاب خود روایت کرده است.

امام مسلم روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:" روح آنان در کالبد پرنده ای سبز قرار می گیرد، آنها خانه هایی در بهشت خواهند داشت و به هرجایی از بهشت که بخواهند می روند و سپس به همان خانه ها باز می گردند!.

ابن نحاس در کتاب خود به نام مشارع الأشواق الی مصارع العشاق ص 270 حکمت قرار گرفتن روح شهیدان در کالبد پرندگان سبز رنگ و مسکن آنان در چراغهایی آویخته در زیر سایه عرش می گوید: زیرا لطیف ترین رنگها رنگ سبز و لطیف ترین و شفاف ترین جمادات شیشه است، به همین سبب روح شهیدان در لطیف ترین پیکرها که پیکر پرندگان است و زیباترین رنگها که سبز است و لطیف ترین جمادات که چراغهای زیبای آویخته در زیر سایه عرش است، قرار می گیرد تا شهیدان لذت نعمت در جوار پروردگار کریم بودن را بچشند.

 

فرشتگان با بالهای خود برای شهیدان سایه ایجاد می کنند

جابر بن عبدالله رضی الله عنهما می گوید: پیکر پدرم را به نزد رسول اکرم (ص) بردم. مشرکان پیکرش را مثله کرده بودند. رسول خدا در کنار پیکر قرار گرفت. پیش رفتم تا چهره اش را به پیامبر نشان دهم. گروهی مرا از این کار باز داشتند. رسول خدا فرمودند:" فرشتگان با بالهای خویش بر او سایه انداخته اند". این حدیث را هم امام بخاری و هم امام مسلم روایت کرده اند.

 

شهید برای هفتاد تن از اهل بیت خویش شفاعت می کند

حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: شهید برای هفتاد نفر از اهل بیت خویش شفاعت می کند. این حدیث صحیح است و ابو داود آن را در کتاب الجهاد خود روایت کرده است.

اما کسی که به دست یک یهودی کشته شود، اگر خداوند بخواهد می تواند برای صد و چهل تن از نزدیکان خویش شفاعت کند، زیرا حضرت رسول (ص) می فرماید:" هر کس که به دست یک یهودی کشته شود، اجر دو شهید دارد". این بشارت مبارک باد بر مجاهدانی که در فلسطین به جهاد مشغول اند و مبارک باد بر کسانی که برای حفظ دین اسلام و سرزمین مسلمانان از سرزمین اسلامی پاسداری می کنند و گوارا باد بر هر مادری که جگر گوشه خود را فی سبیل الله تقدیم کند تا روز قیامت برای او شفاعت کند.

  مرکز اطلاع رسانی فلسطین-----یا زهرا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شهادت طلب   | 

ترور رهبر کمیته های مقاومت مردمی در نوار غزه

مرکز اطلاع رسانی فلسطین

خبرگزاری "معا" اعلام کرد که نظامیان صهیونیست ظهر امروز (جمعه) با منفجر کردن یک دستگاه خودروی بمب گذاری شده، ابو یوسف قوقا رهبر کمیته های مقاومت مردمی در نوار غزه را در فاصله پنجاه متری از خانه اش در محله النصر واقع در مرکز شهر غزه ترور کردند.

خبرنگار "معا" به نقل از شاهدان عینی اعلام کرد که هنگام وقوع این عملیات هیچ کس در نزدیکی ابو قوقا نبود به همین خاطر به افراد دیگر آسیبی نرسید.

از سوی دیگر، ابو عبیر سخنگوی اطلاع رسانی کمیته های مقاومت مردمی اظهار داشت که ابو یوسف قوقا در راه رفتن به مسجد مورد سوء قصد قرار گرفت. وی تاکید کرد که گردان های ناصر صلاح الدین شاخه نظامی این کمیته ها از تمامی قوا برای واکنش به این جنایت تروریستی استفاده خواهد کرد.

گفتنی است که ابو یوسف قوقا (44 ساله) از آغاز انتفاضه نخست تاکنون تحت تعقیب رژیم صهیونیستی قرار داشت.  وی در چندین شاخه نظامی فلسطینی فعالیت داشت و در طول انتفاضه الاقصی بارها هدف عملیات های ناکام تروریستی قرار گرفت. "اسرائیل" وی را به برنامه ریزی برای انجام عملیات های ضد صهیونیستی از جمله منفجر کردن یک دستگاه خودروی جیپ آمریکایی در غزه و نیز ساخت و تولید موشک های دست ساز متهم کرده است.

راهشان گرامی-----یا زهرا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شهادت طلب   | 

عمليات شهيد «محمد عبدالامير حميد» (شهيد زنده) "اللهم ارزقنا الشهادة مقبلين غير مدبرين" خواهشمندم مطلب را مورد مطالعه قرار دهید تا ببینید خداوند تبارک و تعالی دشمنان ما را چقدر خوار ذلیل گردانیده....در حال تهیه فیلم این عملیات هستم تا خدمت شما بزرگواران تقدیم کنم انشاءالله عمليات صبحدم روز پنجشنبه 1374/4/15ه.ش (7صفر1416ه.ق، 6ژوئيه 1995م)، در سالروز ولادت حضرت امام موسى كاظم‏عليه السلام ، گروهى از رزمندگان مقاومت اسلامى لبنان، در حالى كه هر كدام مقدار زيادى مواد و تجهيزات انفجارى در كوله‏پُشتى خود حمل مى‏كردند، با گذر از خطوط امنيتى و مواضع و پايگاه‏هاى ارتش اسرائيل و مزدوران ارتش جنوب لبنان (ميليشياى لحد)، به عمق منطقه‏ى اشغالى در نزديكى «قلعه شقيف» وارد شدند. جاده‏ى استراتژيك «ديِرمِيماس» براساس اطلاعات و شناسايى‏هاى انجام شده قبلى، بهترين نقطه براى عمليات شهادت‏طلبانه تشخيص داده شده بود. شانزده بمب قوى، با فاصله‏هايى حدود پنجاه متر، در سه نقطه‏ى مختلف‏كار گذاشته شدند. بر روى بمب‏ها كه حاوى صدها ساچمه‏ى فلزى به عنوان تركش بودند، پوششى جهت اختفا كشيده شد تا نيروهايى كه از آنجا مى‏گذرند، متوجه نشوند. جوانى حدود بيست ساله، پس از روبوسى و وداع با ديگر همرزمان، از گروه جدا شد و به ميان درختچه‏هاى بالاى تپه كنار جاده دويد و خود را آنجا پنهان كرد. جوان كه مقدارى مواد منفجره به دور بدن خود بسته و چاشنى را آماده كرده بود، بايد دستگاه انفجار چاشنى بمب‏هاى كار گذشته شده را در دست مى‏فشرد. ديگر نيروهاى مقاومت اسلامى، در بالاى ارتفاع مشرف بر جاده و محل عمليات، در حالى كه از فاصله‏اى دور ناظر صحنه بودند، يك ‏دستگاه دوربين فيلم‏بردارى ويدئويى كار گذاشتند تا از آن‏چه اتفاق خواهد افتاد، تصويربردارى كنند. ساعاتى بعد، كاروانى نظامى متشكل از دو كاميون و يك جيپ، به منطقه نزديك شد. جوان كه به شدت انتظار آمدن قافله را مى‏كشيد، با گذر اولين كاميون و موازى شدن آن‏ها با محل‏هاى بمب‏گذارى شده، فرياد «ياحسين‏عليه السلام» سرداد و چاشنى‏ها را يكى پس از ديگرى فشرد. سه انفجار پياپى، منطقه را به لرزه در آورد و انعكاس صداى آن در كوه‏ها و دره‏هاى اطراف، نيروهاى دشمن را كه هراسان از ماشين‏ها پياده مى‏شدند، وحشت‏زده كرد. جهنمى از آتش و انفجار كاميون‏ها را در بر گرفت. نيروهاى صهيونيست، دستپاچه و هراسان، به هر طرف پا به فرار گذاشتند؛ بدون اينکه تا دقايقى بتوانند عكس‏العملى از خود نشان بدهند. اتومبيل‏ها در جاى خود متوقف شدند. اجساد كشته شدگان و مجروحين در كاميون‏ها باقيمانده بود. كماندوهاى وحشت‏زده، بى‏هدف، به هر سمتى تيراندازى مى‏كردند و دقايقى بعد از انفجار بود كه جرأت كردند از جانپناه خارج شوند. ناگهان سه نارنجك دستى، يكى پس از ديگرى، ميان نيروهاى صهيونيست پرتاب و منفجر شد كه تلفاتى به بار آورد. نيروهاى اسرائيلى، به خيال اينکه مورد تهاجم گروهى عظيم از رزمندگان مقاومت اسلامى قرار گرفته‏اند، گيج و مبهوت، فرار را بر ماندن ترجيح دادند. در آن ميان، جوانى كه لباس كماندويى سبز رنگ و جليقه مملو از مواد منفجره بر تن داشت، از ميان درختچه‏ها خارج شد و در حالى كه دستش را بر ماشه اسلحه‏ى ام.16 خويش مى‏فشرد، به طرف كاميون‏ها دويد. با وجود درگيرى‏هاى شديد و تيراندازى زياد، ناگهان اسلحه جوان دچار نقص شد و گير كرد، ولى او خونسرد و آرام، به رفع گير اسلحه پرداخت و بدون اينکه با مقاومتى از سوى صهيونيست‏ها روبه‏رو شود، دوباره به تيراندازى پرداخت و ميان كاميون‏ها كه بر اثر انفجار متلاشى شده بودند، مى‏دويد و به دنبال سربازان دشمن مى‏گشت. در يك لحظه، چشم جوان به سربازى جوان افتاد كه وحشت زده در برابر او ايستاده بود. آن چنان مات و مبهوت، بود كه نتوانست از اسلحه‏ى خود استفاده كند. جوان حزب‏اللهى خنده‏اش گرفت و سرباز صهيونيست پا به فرار گذاشت و به ميان تپه‏ها دويد. جوان رزمنده با خونسردى خنديد و خشاب اسلحه‏ى خود را كه تمام شده بود، عوض كرد. طرح عمليات اين گونه بود كه پس از آنکه نيروهاى كماندويى دشمن طبق روال هميشه، پس از حمله به گوشه‏اى پناه مى‏برند، جوان رزمنده به ميانشان بدود، خود را منفجر كرده و به اين وسيله ضربه‏ى نهايى را بر آن‏ها وارد كند؛ ولى صهيونيست‏ها از فرصت استفاده كرده و پا به فرار گذاشتند. اسرائيل كه مدعى است پيشرفته‏ترين تكنولوژى نظامى را در نبرد بامقاومت اسلامى به‏كار گرفته و جديدترين و قوى‏ترين سلاح و تجهيزات را در اختيار دارد، و از بهترين و آموزش ديده‏ترين كماندوهاى ويژه برخوردار است، با هجوم يك جوان بيست ساله‏ى مسلمان، همه‏ى ادعاهايش به پوچى گرائيد و تمامى كماندوها صحنه را ترك كرده و گريختند. اين درگيرى لحظه به لحظه توسط دوربين ثبت و ضبط مى‏شد. همرزمان شهيد، از دور نظاره‏گر بودند، و هر لحظه منتظر آخرين انفجار و شهادت او. دقايقى گذشت، ولى از انفجار خبرى نشد. جوان رزمنده همچنان در ميان اجساد كشته‏ها، و مجروحين و كاميون‏ها مى‏گشت، ولى ديگر كسى را نيافت. همه گريخته بودند. خودش خنده‏اش گرفت. نمى‏دانست چه كند؛ مكثى كرد، يك بار ديگر با نگاه اطراف را وارسى كرد و چون جنبنده‏اى نديد، مسيرى را كه از آنجا آمده بود، در پيش گرفت و به محل استقرار همرزمانش شتافت. يك ربع ساعت گذشت كه جوان رزمنده به دوستانش پيوست. همه مبهوت ولى خوشحال، او را در آغوش كشيده و خوش آمد گفتند. جالب آن بود كه ساعتى قبل با او وداع كردند؛ به اين تصور كه او در عمليات به شهادت خواهد رسيد. بازتاب دبير كل حزب‏اللَّه لبنان، حجت‏الاسلام والمسلمين سيدحسن نصراللَّه، در باره‏ى قهرمان اين عمليات مى‏گويد: اين جوان براى عمليات شهادت‏طلبانه عازم شده بود و مثل ديگر شهادت‏طلبان، وصيت نامه‏اش را در برابر دوربين فيلم‏بردارى خواند و حتى برايش برنامه‏ى خداحافظى و مراسم وداع نيز برگزار شد. او واقعاً خودش را آماده كرده بود تا با انفجار خود، بر دشمن زبون ضربه‏ى سختى وارد آورد. بعد از عمليات، هنگامى كه نزد من آمد، با تعجب به او گفتم: تو كه رفته بودى عمليات شهادت‏طلبانه انجام بدهى، خودت را منفجر كنى و شهيد بشوى، پس چى شد كه سالم برگشتى؟ او خنديد و گفت: بله، من خودم را براى شهادت آماده كرده بودم؛ ولى پس از انفجار بمب‏ها و تيراندازى، همه‏ى اسرائيلى‏ها فرار كردند و من هر چه منتظر ماندم، كسى را نديدم كه به طرفم تيراندازى كند و ديگر كسى را نيافتم كه مرا شهيد كند، خودم هم كه نمى‏توانستم بدون اين‏كه كسى وجود داشته باشد،بى دليل خودم را منفجر كنم. دو روز بعد از عمليات، كانال تلويزيونى «المنار» وابسته به حزب‏اللَّه لبنان، اقدام به پخش تصاوير مستند اين عمليات كرد كه فرماندهى نيروهاى اشغالگر اسرائيلى، هراسان و دستپاچه، به مدت يك ربع تا پايان پخش برنامه و گزارش عمليات، برق مناطق اشغالى را قطع كرد تابه خيال خود كسى از مردم آنجا نتواند از عمليات با خبر شود. چرا كه اين تصاوير نمايانگر پوشالى بودن قدرت صهيونيست‏ها بود. شخصيت شهيد قهرمان اين عمليات كه همچنان جزو رزمندگان گمنام مقاومت اسلامى محسوب مى‏شد و نامى از او به ميان نيامده است، شهيد «محمد عبدالامير حميد» (حمزه) متولد1352ه.ش)1974م) بود كه چندى بعد در روز1376/12/3ه.ش (22 فوريه 1997م) در عملياتى ديگر عليه نيروهاى اشغالگر، به شهادت رسيد و پيكرش يك سال و نيم در دست رژيم اسرائيل ماند و سپس در بيروت دفن شد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شهادت طلب   | 

شهادت طلب اسماعيل عاشور بريص برای روزه نيت و به عهد خود در انتقام از خون شهدا وفا كرد خانيونس ــ ويژه اسماعيل (ابومعاذ) پس از سپري شدن تباهي و سراب همچون سبزه اي در صحرا روييد، مانند برق بر چهره ها درخشيد و مانند ابر باريد او به سوي شهادت شتافت ، چهره وي نمايي از زندگيست زندگيي كه با تقدير شكوفا شد، زندگيي كه آغشته به خون است . بدين ترتيب شهيد قسامي )اسماعيل عاشور بريص) از سرودها و سخنرانيها (با عمل) پيشي گرفت. ."اسماعيل"( ابامعاذ) ، اي دوستدار خاك مقدس، آنان (اشغالگران) نتوانستند تو را در دام خود بيندازند تو با آنان جنگيدي و تسليم ناپذيري خود را به آنان نشان دادي . ميلاد نور شهيد قسامي ( اسماعيل عاشور بريص ) در سال 1980م در يك خانواده ديندار به دنيا آمد، خانواده وي در گذشته در شهرك (حمامه) در سرزمينهاي اشغالي سال 1948 سكونت داشتند، خانواده اش در حال حاضر در محله امل خانيونس سكونت و خانه آنان تا شهرك جاني طال فقط 150 متر فاصله دارد . او داراي شش خواهر و برادر است ، اسماعيل با ندا بريص ازدواج كرده است .آنان يك پسر به نام معاذ دارند او نا م پسرش را از نام معاذ بن جبل فرمانده اسلام و صحابي پيامبر و شهيد قسامي ياسر النمروطي (ابومعاذ) گرفته است ، در زمان شهادت اسماعيل عاشور، همسر او با پسر بيمارش در بيمارستان دولتي ناصر بودند. شغل اسماعيل در گذشته ماهيگيري بود، مدتي پيش در داخل شهرك يهودي نشين "رفيح يام " كارمي كرد . زندگی و پايبندی او اسماعيل در كودكي در مسجد الرحمه پرورش يافت ، او عاشق شهادت بود و هميشه در مورد آن و ثوابش سخن مي گفت ، به صفوف جنبش مقاومت اسلامي “حماس” پيوست و يكي از مخلص ترين اعضاي جنبش گرديد. اسماعيل بزرگ شد اما همچنان به رفتن به مسجد الرحمه پايبند بود ، در احداث بناي مسجد داوطلبانه مشاركت كرد ، به نماز و مراسم دعاي پس از نماز مغرب پايبند بود . اسماعيل هميشه لبخند به لب داشت و هميشه اين شعر را زمزمه مي كرد : آيا ياوه گوييها قدس را باز مي گرداند زوزه كشيدن قدس را باز نمي گرداند اين همان فلسطين چپاول شده ايست كه گريه او را رها نمي كند اين همان فلسطين ذبح شده ايست كه مادران بيگناهش داغ ديده اند اين فلسطين مجروح است چه كسي دواي او را دارد اين فلسطين عروس و مهريه اش خون است چگونگی شهادت اسماعيل پس از اين كه نماز صبح را در مسجد خواند مجهز به سلاح عقيده و يكتا پرستي در حالي كه روزه بود از آن بيرون آمد . در كنار مادرش نشست ، گويي با او وداع مي كند ، دستانش را بوسيد و از او خواست كه برايش بسيار دعا كند ، چهره اش مي درخشيد ، ( اي مادر اين آخرين روزيست كه مرا مي بيني ). مادرش (زينب بريص) زني شكيبا و قانع است ، ايستاده بود و تبريك و تهنيتهاي جگر گوشه اش را مي پذيرفت ، او گفت :"به همين قانعم كه در راه خدا شهيد شده است، نيت روزه و شهادت را با هم به جا آورد اما شهادتش از افطارش پيشي گرفت . خداوند از او راضي باشد ، نسبت به مادرش بسيار دلسوز و مهربان بود و با صداي بلند اين آيه ها را خواند (قل لن يصيبنا إلا ما كتب الله لنا )..( ولا تهنوا و لا تحزنوا و أنتم الأعلون أن كنتم مومنين ) برادرش عمر بريص ( 27ساله ) به جوانان مسجد (دوستان شهيد ) حاضر درآنجا گفت:"اسماعيل وقتي كه از خانه بيرون رفت حالش بسيار طبيعي و آرام بود ما چيز عجيبي از او نديديم ، اسماعيل به خاطر شهادت دوست صميمي و پسر عمويش عدنان بريص ،كه دو ماه پيش در يورش اشغالگران به اردوگاه خان يونس به شهادت رسيده بود بسيار متأثر شد ، پس از آن آرام نمي گرفت ودائماً به اين فكر بود كه انتقام خون شهدا را بگيرد عمليات منحصر به فرد گردانهاي شهيد عزالدين قسام شاخه نظامي مقاومت اسلامي "حماس" مسئوليت عمليات شهادت طلبانه بامداد روز چهارشنبه6/11/2002 در شهرك يهودي نشين "رفيح يام" واقع در شمال غرب رفح را برعهده گرفتند . گردانهاي شهيد عزالدين قسام در بيانيه امروز خود اعلام كردند كه شهادت طلب اسماعيل عاشور بريص (25ساله) از محله امل شهر خانيونس در بامداد امروز (چهارشنبه)اولين روز ماه مبارك به شهرك يهودي نشين "رفيح يام "حمله كرد و دو تن از سربازان اشغالگر را به هلاكت رساند و بنابر اعتراف دشمن دو تن ديگر را زخمي كرد . وفای عهد به خون شهدا در بيانيه اين گردانها اشاره شده است كه اين عمليات بار ديگر بر وفاي به عهد گردانها نسبت به خون ملت مجاهد فلسطين تأكيد مي كند و اضافه مي كند، دشمن جنايتكار تاوان جنايتهاي خود را پس خواهد داد . اينها كساني هستند كه سرزمينمان را اشغال و ملتمان را آواره كرده اند. گردانهاي قسام تأكيد كردند ، در اين عمليات انتقام خون شهيدان رفح و خانيونس و همچنين ترور پريروز دو تن از فرماندهان نظامي گردانهاي القسام در شهر نابلس گرفته شد و تأكيد كردند كه دستگيريها و ترورها و جنايتهايي كه صهيونيستها مرتكب مي شوند ، هرگز نمي تواند از پيشروي مقاومت جلوگيري كند ، تا اينكه آخرين شهرك يهودي نشين از سرزمينمان برچيده شود و آخرين شهرك نشين از آن بيرون رود . همچنين گردانهاي القسام تأكيد كردند، راه جهاد و شهادت تا نابودي كامل اشغالگري ادامه خواهد يافت . بدين ترتيب مجاهد اسماعيل عاشور بريص با عملياتي متهورانه توانست قبل از اينكه دست صهيونيستها به او برسد ، به شهرك يهودي نشين گوش كاتيو واقع در شمال غرب رفح حمله كند و به سوي شهرك نشينان تيراندازي كرده و دو شهرك نشين را به هلاكت برساند و دو تن ديگر را زخمي كند . منابع فلسطيني گزارش دادند ، بريص از اعضاي گردانهاي شهيد عزالدين قسام شاخه نظامي جنبش اسلامي "حماس" به شهرك "رفيح يام " واقع در غرب رفح ، جنوب نوار غزه حمله كرد و به سمت گروهي از شهرك نشينان صهيونيست با مسلسل خود تيراندازي نمود كه بر اثر اين تيراندازي دو تن از آنها به هلاكت رسيدند و دو تن ديگر زخمي شدند . بين شهادت طلب فلسطيني و نيروهاي اشغالگر درگيري مسلحانه اي درگرفت . كه در پي آن شهادت طلب فلسطيني نيز به شهادت رسيد . نقابداران در بلندگوههاي شهر رفح و خانيونس اعلام كردند گردانهاي قسام مسئوليت عمليات را بر عهده مي گيرند و اسم مجري اين عمليات را در بيانيه رسميي كه فردا صادر خواهد شد ، اعلام خواهند كرد . پيامی آشكار برای جهانيان : اسماعيل با خون خود راه شهادت را امضا كرد و پيامي آشكار براي جهانيان فرستاد و در آن اعلام كرد كه ملت فلسطين همچنان تمام مرزها را درهم مي شكند و حماسه استقامت و پايداري را به نمايش درمي آورد ، و با استقامت خود پرچم هاي سرخ را از نو بر مي افرازد . بر گرفته http://www.palestine-persian.info/jonbesh-e-hemas/shahadat/baris.html یا مهدی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شهادت طلب   | 

اسامی وزرای کابینه جدید فلسطین نخست وزیر اسماعیل هنیه ـ غزه 1ـ دکتر محمود الزهار وزیر امور خارجه ـ غزه 2ـ سعید صیام وزیر کشور ـ غزه 3ـ دکتر عمر عبدالرزاق وزیر دارایی ـ کرانه باختری 4ـ دکتر باسم نعیم وزیر بهداشت و درمان ـ غزه 5ـ مهندس علاء الدین الأعرج وزیر اقتصاد ـ غزه 6ـ فخری ترکمان وزیر امور اجتماعی ـ کرانه باختری 7ـ وصفی کبها وزیر امور اسرا ـ کرانه باختری 8ـ دکتر ناصر الدین الشاعر وزیر آموزش و پرورش و معاون نخست وزیر ـ کرانه باختری 9ـ دکتر یوسف رزقه وزیر اطلاع رسانی ـ غزه 10ـ دکتر مریم صالح وزیر امور زنان ـ کرانه باختری 11ـ دکتر احمد الخالدی وزیر دادگستری ـ کرانه باختری 12ـ مهندس جمال ناجی الخضری وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ـ غزه 13ـ عبدالرحمن زیدان وزیر راه و ترابری ـ کرانه باختری 14ـ اسماعیل هنیه (نخست وزیر) وزیر امور جوانان و ورزش 15ـ طنوس ابو عیطه وزیر گردشگری ـ (مسیحی) کرانه باختری 16ـ دکتر عطاالله ابو السبح وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ غزه 17ـ مهندس زیاد الظاظا وزیر مشاغل عمومی ـ غزه 18ـ نایف الرجوب وزیر اوقاف ـ کرانه باختری 19ـ سمیر ابو عیشه وزیر برنامه ریزی ـ کرانه باختری 20ـ پروفسور محمد رمضان الآغا وزیر کشاورزی ـ کرانه باختری 21ـ مهندس خالد ابو عرفه وزیر امور قدس 22ـ عیسی جعبری وزیر امور محلی 23ـ دکتر عاطف عدوان وزیر مشاور ـ غزه 24ـ محمد البرغوثی وزیر کار ـ کرانه باختری 25-پروفسور محمد عوض دبیر دولت ـ غزه
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شهادت طلب   |