عشق یعنی حامی دلبر شدن ...... بی پسر هر چند پشت در شدن
عشق یعنی مردن از درد کمر ..... از غلاف تیغ و وز مسمار در
عشق یعنی همچو گل پرپر شدن ..... سنگ فرش مقدم دلبر شدن
عشق یعنی شرم و آزرم و حیا..... وا نکردن لب ز سوز دردها
تا نسوزد قلب حیدر درد و غم..... عشق یعنی رو گرفتن در حرم
عشق یعنی وا شدن در تار و پود..... قامتی خم گشته با رویی کبود
عشق یعنی یاس زردی نیلگون ..... پشت در افتاده در دریای خون
عشق یعنی انتهای بی کسی..... عشق یعنی آخر دلواپسی
عشق یعنی ترس و هول و واهمه.... گر بمیرد یار حیدر فاطمه
عشق می مردی اگر زهرا نبود .....دلبرش گر حیدری مولا نبود
عشق یعنی ناله های مرتضی..... عشق یعنی گریه های مجتبی
عشق یعنی سوز آه زینبین ..... عشق یعنی آتش قلب حسین
عشق یعنی گریه های نیمه شب ..... عشق یعنی ناله های تشنه لب
کای خدای کودکان بی پناه..... کای حبیب قلب های پر ز آه
کای خدای مهربان دستگیر ..... جان جانان مادر ما را مگیر
جان دهد بابا اگر زهرا رود ..... مرغ روح از جسم زینب می پرد
گر بمیرد فاطمه جان حسین ..... می رود از تن برون جان حسین
تشنه می ماند دل غمدیده اش ..... داغ لبهای به هم چسبیده اش
ياد۱۱۰ پرستو مهاجر كه به شهرمون اومدن گرامي باد
شادي روح شهداء صلوات
يا زهراء
شهادت امام صادق(ع) بر تمامی شما عزیزان تسلیت باد
شهادت شهادت
همه آرزومه
شهادت شهادت
رویای ناتمومه
خدايا، اي پروردگار آسمان برافراشته … اگر ما را بر دشمنان پيروز گرداندي، از ستم و تجاوز دورمان دار و بر حق استوارمان گردان و اگر دشمنان بر ما پيروز شدند، شهادت را روزيمان فرما و از فتنه بازمان دار.
نهج البلاغه، خطبه170
من طلب الشّهاده صادقا اعطيها و لولم تصبه.
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود :
هر كس از روي صدق شهادت را طلب كند، خداوند به او ((ثواب)) آن را عطا خواهد كرد، هر چند به شهادت نرسد.
كنز المعال، ج4، ص421، حديث11210
من قاتل دون نفسه حتّي يقتل فهو شهيد و من قتل دون ماله فهو شهيد
و من قاتل دون اهله حتّي يقتل فهو شهيد و من قتل في جنب الله فهو شهيد.
پيامبر گرامي خدا صلي الله عليه و آله فرمود :
هر كس براي دفاع از جان و مال اهل و عيال خود پيكار كند و كشته شود شهيد است و كسي كه در راه قُرب به خدا كشته شود شهيد است.
كنز المعال، ج4، ص420، حديث11236
تو را آزاد خواهیم کرد ای قدس

التماس دعا الهم عجل لولیک الفرج و العافية و النصر
وارزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک
شهدا در شادی وصالشان و در قهقه مستانه شان ، عند ربهم یرزقونند . حضرت روح الله (ره)
پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند . اما حقیقت این است که زمان ما را با خود برده است و شهدا زنده اند . سید شهیدان اهل قلم
این تصاویرمتعلق به شهدای باشهامت مردان وزنان شیرزن است
شربت شهادت به کامتان التماس دعا

پس از آنکه ده سال پس از امضای توافق اسلو نشان داد که این توافق هیچ تأثیر مثبتی برای ملت فلسطین ندارد و بیرون راندن اشغالگران صهیونیست جز با آغاز قیامی گسترده و مبارزه ای دلیرانه امکان پذیر نیست، انتفاضه مبارک الاقصی با حضور تمام اقشار فلسطینیان در کرانه باختری و نوار غزه برای بیرون راندن متجاوزان و اشغالگران صهیونیست از سرزمین مقدس فلسطین آغاز گردید.
مقاومت فلسطین در انتفاضه کیفیت مبارزات خود را افزایش داد و موفق شد ضربات مهلکی بر پیکر دشمن صهیونیستی که از هیچ جنایتی در حق ملت بی دفاع فلسطین فروگذار نیست و از هیچ اقدام تروریستی علیه زنان و کودکان و سالمندنان فلسطینی و نیز تخریب خانه ها و آواره کردن مردم و نابودی زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی و تسطیح اراضی و محاصره شهرها و روستاها و اردوگاه ها دریغ نمی کند، وارد آورد.
دشمن صهیونیستی نه آن زمان که فلسطین را غصب و اشغال کرد به دنبال بهانه بود و نه آن زمان که در طول چندین دهه، صدها جنایت وحشیانه و بی شرمانه علیه ملت فلسطین مرتکب شد در پی یافتن بهانه گشت. متجاوزان صهیونیست، دیریاسین، قبیه، صبرا و شتیلا و ده ها و صدها جنایت و کشتار وحشیانه را با چتر حمایتی کاخ سفید و بی طرفی اروپا و تجاهل حکومت های عرب و اشک حسرت ملت های مسلمان و عرب، مرتکب شده و همچنان به این جنایت ها ادامه می دهد.
عملیات شهادت طلبانه یکی از مهم ترین روش های مبارزاتی مجاهدان و گروه های مبارز فلسطین است تا از این راه نوعی توازن راهبردی با دشمن صهیونیستی که بزرگ ترین زرادخانه نظامی و انبار سلاح های کشتار جمعی را در اختیار دارد و از حمایت های مطلق نظامی و سیاسی آمریکا نیز برخوردار است، ایجاد کند. استفاده از موشک و خمپاره و بمب و نیز عملیات شهادت طلبانه تاکنون به هلاکت صدها و زخمی شدن هزاران صهیونیست منجر شده و علاوه بر آن تأثیرات عمیقی بر روان و روح جامعه صهیونیست ها گذاشته و این جامعه را با خطر نابودی کامل مواجه ساخته است.
عملیات شهادت طلبانه در کنار دیگر روش ها و ابزارهای مقاومت و جهاد، دشمن صهیونیستی را با ترس و وحشت عمیقی روبرو ساخته و کاهش مهاجرت یهودیان به فلسطین اشغالی و افزایش فرار آنان از این سرزمین یا به عبارت دیگر تشدید مهاجرت معکوس از نشانه های بارز چنین وضعیتی است. کما اینکه این تأثیرات در طرح عقب نشینی شارون از نوار غزه کاملا مشخص است و می توان گفت که این روند آغاز اضمحلال پروژه صهیونیسم است.
عملیات شهادت طلبانه که به بخشی از فرهنگ مقاومت فلسطین بدل گشته است تا زمانی که "وفا ادریس" از دختران مجاهد فلسطین اولین عملیات شهادت طلبانه را در انتفاضه الاقصی کلید زد، فقط به مردان منحصر بود، اما با اقدام این دختر شجاع فلسطینی، دختران و زنان فلسطینی نیز به جرگه شهادت طلبان پیوستند.
خانواده این شهادت طلب فلسطینی از شهر الرمله که در سال 1948 میلادی به اشغال متجاوزان صهیونیست درآمد، مهاجرت کرده و در اردوگاه الامعری در نزدیکی شهر رام الله در کرانه باختری رود اردن و در خانه ای متواضع سکنی گزید. وفا تنها دختر خانواده بود و هنگام وداع با مادر و برادرانش، خطاب به ایشان گفت: وضعیت دشوار است و هر لحظه ممکن است انسان شهید شود". وفا دیر کرد، شب فرا رسید و او به خانه باز نگشت. خانواده اش نگران شده و از دوستانش پرسیدند. آنها گفتند که وفا با آنان خداحافظی کرده و از آنان درخواست دعا کرده و به آنان گفته است که "کاری خواهم کرد که همه شما را سربلند کند"، اما هیچ اشاره ای به کار مورد نظر خود نکرد. همه نگران بودند تا آنکه خبر پخش شد:"وفا در تاریخ 28/1/2002 خود را در خیابان یافا در شهر بیت المقدس اشغالی منفجر کرده است".
دارین محمد ابو عیشه 22 ساله ساکن روستای بیت وزن در نزدیکی شهر نابلس یکی دیگر از دختران شهادت طلب فلسطینی است. او دانشجوی رشته مطالعات اسلامی و عضو انجمن اسلامی دانشگاه النجاح نابلس بود و از برجسته ترین دانشجویان در این دانشگاه به شمار می آمد. مادر شهید دارین می گوید: دلم گواهی می داد که دارین بالاخره به شهادت خواهد رسید زیرا او همیشه به من می گفت که "مادر! برایم دعا کن تا در راه خداوند شهید شوم و به بهشت بروم و اگر خدا بخواهد تو هم با من به بهشت بیایی". دارین با انجام عملیاتی شهادت طلبانه در تاریخ 27/2/2002 میلادی به آرزوی دیرین خود یعنی نیل به مقام رفیع شهادت رسید.
یک دختر دیگر شهادت طلب از اهالی اردوگاه الدهیشه در نزدیکی بیت لحم به نام آیات الاخرس و 18 ساله هم، یادآور بخش دیگری از مجاهدت های زنان رشید فلسطین است. این دختر مجاهد به رغم آنکه کم سن و سال بود همیشه به جهاد و مبارزه فکر می کرد. دختران دانش آموز از مدرسه خارج شدند تا به خانه بازگردند، اما "آیات" با آنان وداع می کرد و اشک در گونه هایش جاری شد. آیات به آنان می گفت:"من می خواهم کاری انجام دهم" اما او از کاری که قصد انجام آن را داشت، سخنی به میان نیاورد و تنها ورقه ای را به یکی از دوستانش داد و از او خواهش کرد که تا روز بعد آن را نگشاید. آری، محتوای آن ورقه چیزی جز وصیت آیات نبود. آیات کیفی پر از مواد منفجره برداشت و به سوی یکی از خیابان های شهر قدس اشغالی رفت و خود را در آن منفجر کرد و ده ها صهیونیست ها را به هلاکت رساند یا زخمی کرد.
شهادت طلب "عندلیب طقاطقه "
با پایان یافتن نبرد اردوگاه جنین، فلسطینیان باید کاری می کردند تا به جهانیان نشان دهند که شارون و عملیات "دیوار بازدارنده اش" شکست خورده اند. هنگامی که فیلم ویدئویی عندلیب در حالی که او قرآنی در دست داشت و وصیتش را می خواند، پخش شد، همه در جای خود میخکوب شده بودند.
عندلیب گفت:"این دنیا و زندگی در آن فانی و زودگذر است و هیچ ارزشی ندارد و بهترین چیزی که انسان می تواند در پی دستیابی به آن باشد، زندگی پاک و جاودان در بهشت زیبای خداوندی است. "عندلیب صبح روز عملیات و پیش از آنکه راهی مأموریت شود به مادرش گفت که "خود را آماده کند تا شب خبری خوشحال کننده بشنود". مادر گمان می کرد که کسی برای خواستگاری دخترش خواهد آمد، اما عندلیب عملیات شهادت طلبانه اش را در روز 12/4/2002 به اجرا گذاشت.
شهادت طلب "هبه سعید دراغمه"
هبه سعید دراغمه ساکن شهرک طوباس از توابع استان جنین بود. او بعد از ظهر روز دوشنبه مورخه 20/5/2003 عملیات شهادت طلبانه ای را در شهر العفوله اشغالی واقع در شمال فلسطین اشغالی 1948م. و در ورودی یک مجمع تجاری به اجرا گذاشت. در این عملیات 3 صهیونیست به هلاکت رسیده و در حدود 50 صهیونیست دیگر زخمی شدند.
شهادت طلب "هنادی تیسیر جرادات"
این شهادت طلب سال 1975 در شهر جنین واقع در شمال کرانه باختری رود اردن به دنیا آمد. در ساعت 7 و 30 دقیقه یکی از روزها بدون آنکه با کسی چیزی بگوید یا با کسی وداع کند به سوی مأموریت تعیین شده حرکت کرد. ساعت ها گذشت تا آنکه رادیو رژیم صهیونیستی اعلام کرد که یک دختر فلسطینی خود را در داخل یک رستوران صهیونیست ها در شهر حیفا منفجر کرد. بر اثر این عملیات شهادت طلبانه 19 صهیونیست به هلاکت رسیده و ده ها صهیونیست دیگر زخمی شدند. اندکی بعد مشخص شد که هنادی 28 ساله وکیل این عملیات را انجام داده و جنبش جهاد اسلامی فلسطین نیز مسئولیت آن را بر عهده گرفت. هنادی با انجام این ششمین شهادت طلب زن فلسطینی و اولین شهادت طلب چهارمین سال انتفاضه لقب گرفت. او می خواست انتقام خون برادر و پسر عمویش را که در ژوئن سال 2003 به دست نیروهای ارتش اشغالگر به شهادت رسیده بودند از اشغالگران بگیرد. هنادی تحصیلات دانشگاهی خود را در سال 1999 در مقطع لیسانس و رشته حقوق در دانشگاه جرش اردن به پایان رسانده بود.
نورا جمال شلهوب
این شهادت طلب 15 ساله صبح روز 25/2/2002 خود را در یک پست بازرسی صهیونیستی موسوم به پست بازرسی الطیبه که مناطق اشغالی 1967 و 1948 فلسطین را از یکدیگر جدا می سازد، منفجر کرد.
الهام الدسوقی
شهید الهام در اثنای حمله نظامیان اشغالگر صهیونیست به خانه اش در اردوگاه جنین که در ماه آوریل سال 2002 به وقوع پیوست خود را در میان متجاوزان منفجر کرد. آن هنگام حوادث خونبار اردوگاه جنین هنوز به پایان نرسیده بود. در این عملیات که به یک حماسه بزرگ از مجاهدت های مبارزان فلسطینی برای دفع تجاوز دشمن تا بن دندان مسلح صهیونیست تبدیل شد، دو افسر صهیونیست به هلاکت رسیده و 10 نظامی دیگر صهیونیست زخمی شدند.
ریم الریاشی
ریم الریاشی 22 ساله و ساکن محله الزیتون شهر غزه و مادر دو کودک بود. این شهادت طلب فلسطینی خود را در میان گروهی از نظامیان صهیونیست در پاسگاهی موسوم به گذرگاه ایرز مابین نوار غزه و مناطق اشغالی 1948 فلسطین منفجر کرد و اولین شهادت طلب زن گردان های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی حماس لقب گرفت.
شیخ شهید احمد یاسین رهبر و بنیانگذار جنبش مقاومت اسلامی حماس پس از این عملیات شهادت طلبانه که به دست یک مجاهد زن عضو گردان های قسام انجام شد، گفت:"جنبش حماس اولین باری است که از یک شهادت طلب زن برای انجام عملیات استفاده می کند". ایشان یادآور شدند که این اقدام یک تحول جدید در مقاومت علیه دشمن است، ما در گذشته گفته ایم که زنان ذخیره راهبردی ما برای مقاومت هستند".
سناء قدیح
نظامیان اشغالگر صهیونیست بامداد روز یکشنبه 21/3/2004 میلادی به شهرک عبسان در شرق استان خان یونس واقع در جنوب نوار غزه حمله کرده و منزل سردار قسامی باسم قدیح از فرماندهان گردان های شهید عزالدین قسام در منطقه را به محاصره کامل درآوردند. اشغالگران از این فرمانده قسامی خواستند که خود را به آنان تسلیم کند، اما او از با رد این درخواست به همراه همسرش با متجاوزان صهیونیست درگیر شد. این مجاهد و همسرش موفق شدند با انفجار چندین بمب در میان صهیونیست ها مانع از پیشروی آنها به سوری خانه شان شوند و در این میان حتی یک دستگاه تانک اشغالگران را نیز منهدم ساختند و 4 مین ضد نفر را نیز در مسیر حرکت نیروهای پیاده دشمن منفجر کردند. اندکی بعد شهید باسم و همسرش "سناء" با بستن کمربندهای انفجاری، نظامیانی که خانه اش را به اشغال درآورده بودند، منفجر کرده و شماری از آنان را به هلاکت رسانده و گروهی دیگر را نیز زخمی کردند و به این ترتیب با خلق حماسه ای دیگر در کتاب تاریخ حماسه های رزمندگان و مجاهدان فلسطینی، برگ زرین دیگری بر افتخارات این ملت مجاهد افزودند.
زینب علی عیسی ابو سالم
این دختر شهادت طلب فلسطینی ساکن اردوگاه عسگر قدیم در شرق شهر نابلس بود. او کمربند انفجاری خود را در نزدیکی ایستگاهی که نظامیان اشغالگر صهیونیست در آن منتظر سوار شدن رایگان به اتوبوس بودند تا به منطقه بحر المیت و شهرک اشغالی معالیه آدومیم بزرگ ترین شهرک اشغالی در قدس اشغالی، منفجر کرد. او با آنکه پیش از آنکه به ایستگاه مورد نظر برسد کاملا مورد بازرسی نیروهای امنیتی صهیونیست ها قرار گرفته بود، اما موفق شد با رخنه در تدابیر امنیتی صهیونیست ها، عملیات خود را با موفقیت انجام دهد. در این عملیات یک نظامی و یک شهرک نشین صهیونیست به هلاکت رسیده و 16 نظامی و شهرک نشین دیگر نیز زخمی شدند. منابع صهیونیست اعتراف کردند که حال دو تن از زخمی ها به شدت وخیم است. گردان های شهدای الاقصی مسئولیت این عملیات را بر عهده گرفتند.
در پایان باید این نکته را مورد تأکید قرار دهیم که زن فلسطینی همانند مرد این مرز و بوم همیشه آماج حملات و تجاوزات تروریستی دشمن صهیوینستی قرار گرفته است. اشغالگران در طول انتفاضه مبارک الاقصی 249 زن فلسطینی را به شهادت رسانده اند. 140 تن از این شهیدان ساکن کرانه باختری و 109 تن دیگر از آنان ساکن نوار غزه بوده اند. در این میان 40 زن در نابلس، 37 تن در رفح، 26 تن در غزه، 24 تن در جنین، 22 تن در رام الله و البیره، 22 تن در خان یونس، 13 تن در اردوگاه های الوسطی در مرکز نوار غزه و طولکرم و 12 تن در الخلیل و بیت لحم و 11 تن در شمال نوار غزه و 8 زن دیگر در قلقیلیا و 4 تن در قدس و دو تن در طوباس و یک تن در سلفیت و یک تن در مناطق اشغالی 1948 فلسطین و یک خانم صلح طلب آمریکایی به نام راشیل کوری در رفح به دست نظامیان تجاوز پیشه و وحشی صفت صهیونیست به شهادت رسیده و به ملکوت آسمان ها پر کشیده اند.
بی گمان هر صهیونیستی پس از هر عملیات شهادت طلبانه یا درگیری مسلحانه یا شلیک موشک قسام یا انفجار یک بمب یا مین یا حتی پرتاب یک سنگ از خود می پرسد که آیا صهیونیست ها می توانند در آینده با امنیت و آرامش و با خیال آسوده در فلسطین بمانند؟!!
راه شهادت ادامه داره يا زهراء
مرغ سحر ناله سرکن
داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرر بار اين قـفس را
برشکن و زير و زبر کن
بلبل پـر بسته ز کنج قـفس درآ
نغـمهً آزادي نوع بشر سرا
در نفسي عرصهً اين خاک تيره را
پر شرر کن!
ظلم ظالم، جور صياد
آشيانم داده بر باد
اي خدا، اي فـلک، اي طبـيعـت
شام تاريک ما را سحـر کن
نوبهـار است، گل به بار است
ابر چـشمـم، ژاله بار است
اين قـفس، چون دلم تـنگ و تار است
شعـله فکن در قـفس اي آه آتـشين
دست طبـيعـت گـل عـمر مرا مچـين
جانب عاشق نگه اي تازه گـل از اين
بـيشتر کن، بـيشتر کن
مرغ بي دل شرح هـجران مخـتصر مختصر کن!
از ملک ادب گـل گـزاران هـمه رفـتـند
شو، بار سفر يند! که ياران هـمه رفـتـند
آن گـرد شتابـنده که در دامن صحراست
گويد: چه نشـستي؟ که سواران هـمه رفـتـند
داغ است دل لاله و نيلي است بر سرو
کز باغ جـهان لاله عاران هـمه رفـتـند
گـر نادره معـدوم شود هـيچ عـجب نيـست
کز کاخ هـنر نادره کاران هـمه رفـتـند
افسوس که افسانه سرايان هـمه خـفـتـند
اندوه که اندوه گساران هـمه رفـتـند
فرياد که گـنجـينه طرازان معـاني
گـنجـينه نهادند که به مادن هـمه رفـتـند
يک مرغ گـرفـتار در اين گـلشن ويران
تـنها به قـفس ماند و هـزاران هـمه رفـتـند
خون بار " بهـار " از مژده در فرقـت احباب کز پـيش تو چون ابر بهـاران هـمه رفـتـند
دلا بايد به هر دم يا عــــلي گفت نه هر دم بل، دما دم يا عـــلـي گفت
به صـــدق دل هميشه ياد او كرد به هر پيچ و به هر خم يا عــلي گفت
يقين سريست در دلهاي انســــان به هر شـادي به هم غم يا علي گفت
دمــــــــي كه روح در آدم دميدند زجا برخاست و ادم يا عــــــلـي گفت
چو نوح ز موج طوفان ايمني خواست توسل جست و هر دم يا علــــي گفت
عصا در دست موســــــي اژدها شد كــــــليم انجا مـــسلم يا علــــــي گفت
نميشد جان مــــــــرده زنده هرگز يقين عيسي بن مريم يا علـــــي گفت
پيمبر در شب معـــــراج برخاست به قصد قرب اعظم يا علــــــــي گفت
زجا كي كنده ميشد درب خـــــــــيبر يقين مولا علـــــي هم يا علــــي گفت
به فـــــرقش كي اثر ميكرد شمشير يقين ابن ملجم هم يا علــــــــــي گفت
یا علی مدد
هفته بسیج برمولایم امام خامنه ای وتمام بسیجیان مبارک.
قربون تمام بسیجان بی ادعا یا علی مدد.![]()
سوال:همیشه و در تمام طول سال از خودم می پرسم که واقعاً چقدر برای ظهور حضرت حجت (عج) آماده ایم؟
اللهم کن لویک الفرج الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی ابائه فی هذه الساعة و فی کل الساعة ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً
۱- خبری را ندانسته گفتن ( شایعه پراکنی ) ۲- عیبجویی از دیگران ۳- مسخره کردن ( ادای کسی را در
آوردن ) ۴- تهمت زدن ( آبرو ریزی ) ۵- فاش کردن اسرار مردم ۶- سرزنش بیجا ( طعنه زدن )
۷- دروغ گفتن ( وعده دروغ - قسم دروغ - شهادت نا حق ) ۸- تحریف مسائل دینی ( بدعت در دین )
۹- حکم نا حق ۱۰- لعنت کردن ۱۱- امر به منکر ۱۲- نهی از معروف ۱۳- تصدیق کفر و شرک
۱۴- غیبت کردن ۱۵ - به نام بد صدا زدن ۱۶- تملق و چاپلوسی ۱۷- مزاح زیاد ۱۸- کبر در گفتار
-۱۹- اظهار بخل و حسد ۲۰- خشونت در گفتار ( فحش و ناسزا گفتن - فریاد زدن بیجا )
۲۱- سخن چینی کردن ۲۲- ناامید کردن ۲۳- شوخی با نامحرم
۲۴- ریا در گفتار
شهيدان زنده اند
« و لا تقولوا لَمِنْ یُقتلُ فی سبیل الله امواتٌ بل احیاءٌ ولکن لا تشعرون »
«بقره-۱۵۴»
و کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندارید بلکه آنان زنده و جاویدند اما شما درک نمیکنید .

زندگی با مهدی برای من یک خواب بود ؛ خوابی کوتاه و شیرین در بعد از ظهر بلند تابستان جنگ . دو سال و چند ماهی که می توانم تعداد دفعه هایی را که با هم غذا خوردیم بشمرم . از خواب که پریدم او رفته بود . فقط خاطره هایش ، آن چیزهایی که آدم ها بعداَ یادش می افتند و حسرتش را می خورند باقی مانده بود . می گویند آدم ها خوابند ، وقتی می میرند بیدار می شوند .
شاید او بیدار شده و من هنوز خوابم . شاید هم همه ی این مدت خواب او را می دیده ام . از آن خوابهایی که وقتی آدم می بیند توی خواب هم می خندد . خوابی غیر منتظره . خواب زندگی با یک فرشته شادی روحش صلوات
یا علی مقتدای من تویی
از وصاياى امام صادق «عليه السلام» به ابن جندب:
والواجب على من وهب اللّه له الهدى وأكرمه بالايمان وألهمه رشده وركب فيه عقلاً يتعرف به نِعَمه وآتاه علماً وحكماً يدبّر به أمر دينه ودنياه، أن يوجب على نفسه أن يشكر اللّه ولايكفره وأن يذكر اللّه ولاينساه وأن يطيع اللّه ولايعصيه.
(تحفالعقول صفحه 306)
كسى كه خداوند نظر لطف و عنايت به او فرموده به اين گونه كه اولاً نعمت هدايت را به او ارزانى نموده و او را با اعتقاد و ايمان راسخ گرامى داشته و ثانياً در زمينهى عمل و كردار راه صحيح را به او الهام نموده و ثالثاً عقل و حكمتى به او داده است كه نِعم الهى را بشناسد و امور دينى خود را تدبير نمايد، بر چنين شخصى واجب است كه سه كار انجام دهد:
1 - شكر اين نِعَم را بجا آورد.
2 - هميشه به ياد خداى بوده و هرگز او را فراموش ننمايد.
3 - پيوسته مطيع اوامر او بوده و از نواهى وى اجتناب نمايد.
بديهى است كه وجوب در اينجا وجوب شرعى نيست بلكه وجوب عقلى است كه اگر از ناحيه شرع هم گفته نشود عقل انسان به آن حكم مىنمايد، يعنى خرد و وجدان آدمى او را به شكر و ذكر و اطاعت فرا مىخواند.
(از احاديث منتخب رهبر معظم انقلاب «دام ظله» در شروع درس خارج)
اسیر کوی دلدارم گرفتار رخ یارم همیشه دور از اغیارم
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم
اگر مشکل شود دردم براهش گر فنا گردم نخواهد کس کنم سردم
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم
دوای دل علی هستی صفای دل علی هستی نوای دل علی هستی
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم
برو زاهد نما بنشین مکن منعم تو از این دین من اینم تو مرا این بین
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم
اگر دوران کند خوارم پریشان حالت و زارم ز چشمان گر که خون بارم
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم
امید من بدان ای جان چه در گلشن چه در زندان چه سامان و چه سرگردان
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم
مرا هستی از او باشد به جانم مهر او باشد جمالش آرزو باشد
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم
خیال روی دلجویش هلال طاق ابرویش مرا کرده غزل گویش
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم
همیشه مست و مستانه روم با قلب دیوانه به عشقش سوی میخانه
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم
یکی نازد به راه خود یکی نازد به جاه خود منم نازم به ماه خود
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم

یکی دارد زر و زیور یکی مأوای خوش منظر مرا عشق رخ حیدر
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم
هر آنکس کو علی دارد دل و جان منجلی دارد به عالم برتری دارد
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم
اگر در بحرعصیانم ولی من از محبانم بدین امید شادانم
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم
ز جام حیدری مستم گدای درگهش هستم رخش دل برده از دستم
علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم
از آسمان هفتم اصلا خبر ندارد
سارا نگاه خیسش در آسماشسته
بر شیشه ها نوشته : سارا که پر ندارد
هر روز گفته با خود : بابای من می آید
بابا پریده اما سارا خبر ندارد
بر دفترش نوشتی : بابات مُرده سارا
او گفت : جمله تو ربطی به پر ندارد
بابات مُرده را او بابات مَرده خوانده
آخر کلاس اول زیر و زبر ندارد
بابا رسیده امشب باور نکرده سارا
بابای او کجا و مردی که سر ندارد !
من مدتها قبل از برکناری قائم مقام رهبری شخصاً از محضر امام (ره) درباره رهبری پرسیدم و ایشان از آیت ا.. خامنه ای نام بردند. پرسيدم که آیا شرط مرجعیت و اعلمیت در رهبری لازم نیست؟ و ایشان نفی كردند. از مراتب علمی ایشان پرسيدم. صريحاً فرمودند: ایشان اجتهادی را که برای ولی فقیه لازم است دارد.
خانم زهرا مصطفوی دختر گرامی حضرت امام (ره)
روزنامه جمهوری اسلامی 2/9/76
درجلسه ای با حضور سران سه قوه، آقای نخست وزیر(مهندس موسوی) و حاج احمد آقا درمحضر امام (ره) بحث شد. حرف ما با حضرت امام این بود که اگر این قضیه اتفاق بيفتد(عزل آقای منتظری از قائم مقام رهبری توسط امام- ره- ) ما بعداً با قانون اساسی مشكل داریم، زيرا ممکن است خلأ رهبری پيش بیاید. ایشان گفتند: خلأ رهبری پيش نمی آید وشما آدم دارید. گفتم: چه کسی؟ایشان درحضور آقای خامنه ای گفتند:« این آقای خامنه ای ».
آيــت ا.. هــاشمی رفسنجــانی
روزنامه جمهوری اسلامی 20/3/68